غرب‌ سالهاست‌ كه‌ در یك‌ مبارزه‌ وسیع‌ فرهنگی‌ و عقیدتی‌ سعی‌ داشته‌ است‌ تا برتری‌ خویش‌ را در همه‌ زمینه‌های‌ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی‌ و علمی‌ به‌ ذهنیت‌ شرقی‌ بقبولاند. در اواخر دوران‌ قاجار، ایرانیان‌ با اعتقاد راستین‌ به‌ هوش‌ و ذكاوت‌ ذاتی‌ خود سعی‌ در جبران‌ عقب‌ماندگی‌ اجتماعی‌ خود با بهره‌گیری‌ از شیوه‌های‌ برتر اروپایی‌ داشتند. از آن‌ زمان‌ تاكنون‌ دیدگاه‌ ایرانیان‌ در مورد غرب‌ تغییر اساسی‌ نكرده‌ است. هوش‌ و ذكاوت‌ ذاتی، اما ناپخته‌ و شكل‌ نگرفته‌ از آن‌ ما و عنصر شكل‌دهنده‌ یعنی‌ علم‌ و سازماندهی‌ از آن‌ اروپاییان‌ است‌ و در تمام‌ این‌ سالها ایرانیان‌ سعی‌ در شكل‌دهی‌ استعداد ذاتی‌ خویش‌ با توسل‌ به‌ شیوه‌های‌ نوین‌ اروپایی‌ داشته‌اند. این‌ گزارش‌ تحقیقاتی‌ به‌ بررسی‌ كیفی‌ گفتمان‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ مطبوعات‌ ورزشی‌ در طی‌ دور دوم‌ مرحله‌ مقدماتی‌ جام‌ جهانی‌ فرانسه‌ می‌پردازد و از دو بخش‌ اصلی‌ تشكیل‌ می‌شود. در بخش‌ اول، مشخصه‌های‌ «خرد» گفتمان‌ و در بخش‌ دوم، مشخصه‌های‌ «كلان» آن‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد. در این‌ خلاصه، پس‌ از مقدمه‌ فوق، ابتدا قسمتی‌ از بخش‌ اول‌ و سپس‌ خلاصه‌ای‌ از نتیجه‌گیری‌ نهایی‌ تحقیق‌ ارایه‌ می‌گردد، ولی‌ به‌ دلیل‌ كمبود فضا، بخش‌ دوم‌ بطور كلی‌ حذف‌ می‌شود.

‌ ‌بُعد «خرد»

در بررسی‌ گفتمان، دو بُعد «خرد» و «كلان» از یكدیگر تفكیك‌ می‌شوند. در بُعد «خرد» عمدتاً‌ مشخصه‌های‌ زبان‌شناسانه‌ و دستوری‌ مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار می‌گیرد. در متون‌ نوشتاری، شیوه‌ نگارش‌ و نحوة‌ معرفی‌ فاعلین‌ اجتماعی‌ از طریق‌ صفت‌ها و ارزش‌گذاری‌ بر افعال‌ آنها از طریق‌ قیدها از جمله‌ موارد بررسی‌ می‌باشند. مسلماً‌ چنین‌ تجزیه‌ و تحلیلی‌ ابعاد بسیار وسیعی‌ به‌ خود می‌گیرد.

در این‌جا سعی‌ می‌شود یك‌ سری‌ مشخصه‌های‌ خردِ‌ پوشش‌ خبری‌ - تفسیری‌ این‌ مسابقات‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد. در اولین‌ گام، پس‌ از تعریف‌ تیترها، بطور كلی‌ تیترهای‌ به‌ كار رفته‌ در مورد مربیان‌ و بازیكنان‌ تیم‌های‌ مختلف(1)در این‌ مسابقات‌ با یكدیگر مقایسه‌ می‌شود تا نشان‌ داده‌ شود كه‌ در مورد تیم‌های‌ حریف‌ تأكید عمدتاً‌ بر روی‌ مربیان‌ خارجی‌ بوده، حال‌ آن‌كه‌ در مورد تیم‌ ایران‌ عمدتاً‌ بازیكنان‌ مدنظر بوده‌اند (اگر دامنة‌ این‌ تحقیق‌ گسترش‌ یابد، به‌ آسانی‌ می‌توان‌ نشان‌ داد كه‌ از وقتی‌ «ایویچ» مربی‌ تیم‌ ایران‌ گردید، عمده‌ تیترها در مورد وی‌ می‌باشد و نه‌ بازیكنان). به‌ كارگیری‌ نام‌ بازیكن‌ یا مربی‌ در تیتر به‌ ارزش‌های‌ مربیان‌ یا بازیكنان‌ در نزد ورزشی‌نویسان‌ اشاره‌ دارد.

سپس‌ به‌ مصاحبه‌های‌ مربیان‌ در این‌ دوره‌ از مسابقات‌ پرداخته‌ می‌شود. معمولاً‌ در یك‌ بعد نظری، هر آن‌ كس‌ كه‌ دارای‌ اعتبار اجتماعی‌ بیشتری‌ است، آسان‌تر و راحت‌تر نظرگاهها و دیدگاههای‌ خود را از طریق‌ مطبوعات‌ در اختیار عامه‌ مردم‌ قرار می‌دهد. به‌ عبارت‌ ساده‌تر، بازیگران‌ یا فاعلین‌ اجتماعی‌ مهم‌ از فضای‌ بیشتری‌ در مطبوعات‌ برخوردار می‌باشند. برهمین‌ اساس‌ میزان‌ مصاحبه‌ مربیان‌ داخلی‌ و خارجی‌ تیم‌های‌ مختلف‌ شركت‌ كننده‌ در این‌ دوره‌ با یكدیگر مقایسه‌ شده‌ تا نشان‌ داده‌ شود كه‌ مطبوعات‌ ارزش‌ بیشتری‌ برای‌ مربیان‌ خارجی‌ قایل‌ می‌باشند و فضای‌ بیشتری‌ به‌ آنها اختصاص‌ می‌دهند. در مورد مربی‌ ایرانی‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ وی‌ در هنگام‌ شكستِ‌ تیمش‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار می‌گردد، ولی‌ به‌ هنگام‌ پیروزی، مطبوعات‌ چندان‌ اهمیتی‌ برای‌ او قایل‌ نیستند.

صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد كارگردانان‌ فیلم‌های‌ سینمایی‌ و مربیان‌ تیم‌های‌ ورزشی‌ نشان‌ دهندة‌ ارزشی‌ است‌ كه‌ منتقدین‌ یا ورزشی‌نویسان‌ برای‌ كارگردان‌ یا مربی‌ بعنوان‌ متفكر و صاحب‌ اصلی‌ كار قایل‌ می‌باشند. بنابراین، صفات‌ ملكی‌ كه‌ تیم‌ را به‌ مربی‌ منسوب‌ می‌دارد مورد شمارش‌ قرار گرفته‌ تا نشان‌ داده‌ شود كه‌ این‌ صفات‌ عمدتاً‌ در مورد مربیان‌ خارجی‌ به‌ كار گرفته‌ می‌شود. اگر تیم‌ به‌ طراح‌ حركات‌ آن‌ نسبت‌ داده‌ نشود خودبه‌خود فضای‌ بیشتری‌ در اختیار ستارگان‌ تیم‌ قرار می‌گیرد. به‌ عبارت‌ بهتر، نتایج‌ خوب‌ تیم‌ به‌ ستارگان‌ نسبت‌ داده‌ می‌شود. در این‌جا رابطه‌ معكوس‌ مشاهده‌ می‌شود كه‌ در این‌ بخش‌ سعی‌ شده‌ این‌ رابطه‌ معكوس‌ مابین‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد مربی‌ و نام‌ بازیكنان‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد. «تأكید و عدم‌ تأكید بر نام‌ مربیان‌ و بازیكنان» در رابطه‌ای‌ تنگاتنگ‌ با مبحث‌ بالا قرار دارد. هرگاه‌ پیروزی‌ نتیجه‌ تفكرات‌ یك‌ مربی‌ فرض‌ گردد، گزارش‌ یا تفسیر بر نام‌ او تأكید می‌كند. اما اگر ورزشی‌نویس‌ برای‌ مربی‌ ارزش‌ والایی‌ قایل‌ نباشد به‌ هنگام‌ پیروزی‌ بر ستارگان‌ تیم‌ تأكید می‌نماید. این‌ تأكید یا عدم‌ تأكید بر مربی‌ و بازیكنان‌ تیم‌ از طریق‌ شمارش‌ نام‌ آنان‌ و صفات‌ عالی‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ به‌ آنها نشان‌ داده‌ می‌شود.

وقتی‌ ورزشی‌نویس‌ برای‌ یك‌ مربی‌ ارزش‌ والایی‌ قایل‌ نباشد و او را صاحب‌ تاكتیك‌های‌ پیچیده‌ و طرح‌های‌ مدرن‌ نداند، آن‌گاه‌ هرگاه‌ تیم‌ این‌ مربی‌ به‌ پیروزی‌ دست‌ یابد و ورزشی‌نویس‌ مجبور به‌ بحث‌ در مورد تاكتیك‌های‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ گردد، از راهكار گفتمانی‌ «عدم‌ تأكید بر مسؤ‌ولیت»، یعنی‌ به‌ كارگیری‌ جمله‌ مجهول‌ استفاده‌ می‌كند. از آن‌جا كه‌ ورزشی‌نویسان‌ برای‌ مربیان‌ خارجی‌ ارزش‌ بالایی‌ قایل‌ می‌باشند، به‌ هنگام‌ بررسی‌ تاكتیك‌های‌ این‌ مربیان، از آوردن‌ جملات‌ مجهول‌ اجتناب‌ كرده، نام‌ مربی‌ بعنوان‌ فاعل‌ طرح‌ و تاكتیك‌ ارایه‌ می‌گردد و عكس‌ این‌ مسأله‌ در مورد مربیان‌ داخلی‌ مشاهده‌ می‌شود. هرگاه‌ تاكتیك‌ موفقی‌ در یك‌ جمله‌ مجهول‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد، قاعدتاً‌ آن‌ تاكتیك‌ و نتیجة‌ حاصله‌ از آن‌ باید به‌ ستارگان‌ تیم‌ نسبت‌ داده‌ شود. بنابراین، در جملاتِ‌ بلافصل‌ جمله‌ مجهول‌ مورد بحث‌ ما، باید نام‌ یكی‌ از ستارگان‌ تیم‌ به‌ كار گرفته‌ شود. این‌ مسأله‌ در مورد مربیان‌ داخلی‌ و خارجی‌ تیم‌ها بررسی‌ می‌شود.

در رابطه‌ای‌ تنگاتنگ‌ با این‌ موضوع، مبحث‌ «تاكتیك‌ و حریف‌شناسی» تجزیه‌ و تحلیل‌ می‌گردد. وقتی‌ یك‌ مربی‌ را طراح‌ و تاكتیسین‌ بدانیم، این‌ مفهوم‌ بیشتر به‌ كار گرفته‌ می‌شود و هرگاه‌ برای‌ تفكرات‌ مربی‌ ارزش‌ چندانی‌ قایل‌ نباشیم، این‌ مفهوم‌ كمتر به‌ كار گرفته‌ می‌شود و حتی‌ درصورت‌ به‌ كار گرفته‌ شدن‌ به‌ بازیكنان‌ نسبت‌ داده‌ می‌شود. در بخش‌ تاكتیك‌ و حریف‌شناسی‌ این‌ مسأله‌ مورد تحقیق‌ قرار می‌گیرد.

در پایان، جمع‌بندی‌ مباحث‌ بالا در مقالات‌ و گزارش‌های‌ متعدد مورد بررسی‌ به‌ صورت‌ جدول‌ ارایه‌ می‌گردد و مثال‌ها، تذكرات‌ و توضیحات‌ لازمه‌ به‌ همراه‌ آنان‌ آورده‌ شده‌ است.

‌ ‌تیترها

بررسی‌ تیترها یكی‌ از مهم‌ترین‌ بخش‌های‌ هر تحقیق‌ كیفی‌ در مورد محتوای‌ نشریات‌ محسوب‌ می‌گردد. اهمیت‌ این‌ بررسی‌ در حقیقت‌ ریشه‌ در اهمیت‌ تیتر در نشریات‌ دارد. یك‌ تیتر در حقیقت‌ چكیدة‌ مطلب‌ اصلی‌ خبر، گزارش‌ یا یك‌ مقاله‌ است. تیترها به‌ ذهن‌ مخاطبین‌ جهت‌ می‌دهند. در یك‌ خبر، گزارش‌ یا مقاله‌ تنها یك‌ مطلب‌ ارایه‌ نمی‌شود، بلكه‌ مطالب‌ متعددی‌ ارایه‌ می‌گردد كه‌ همة‌ این‌ مطالب‌ راه‌ به‌ تیتر نبرده‌ و فقط‌ مهم‌ترین‌ آنها در تیتر آورده‌ می‌شوند. به‌ همین‌ دلیل‌ نیز مخاطبین، مطلب‌ و شخصیت‌های‌ ارایه‌ شده‌ در تیتر را مهم‌ترین‌ مطالب‌ و بازیگران‌ درگیر در واقعه‌ محسوب‌ می‌دارند. ذهن‌ مخاطب‌ با خواندن‌ تیتر، جهت‌ گرفته‌ و كل‌ مطالب‌ و روابط‌ فیمابین‌ را در رابطه‌ با تیتر درك‌ می‌كند. این‌ مسأله‌ در تحقیقات‌ ادراك‌شناسانه‌ به‌ اثبات‌ رسیده‌ است. معمولاً‌ سازمان‌های‌ خبری‌ با نوشتن‌ تیتر، خط‌ سردبیری‌ خویش‌ را بر مقاله‌ اعمال‌ می‌كنند.

به‌ همین‌ دلیل‌ نیز در اولین‌ گام، تیترهای‌ ارایه‌ شده‌ در مسابقات‌ مقدماتی‌ جام‌ جهانی‌ فرانسه‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرند.

بررسی‌ تیترها با توجه‌ به‌ این‌ واقعیت‌ انجام‌ می‌گیرد كه‌ مهم‌ترین‌ مطالب‌ و عوامل‌ در بازی‌ تیم‌ها در تیتر مطرح‌ می‌گردند. اگر بازیخوانی‌ و تاكتیك‌های‌ مربی‌ تیم‌ حایز اهمیت‌ بالایی‌ برای‌ مطبوعات‌ باشند، تیترهای‌ زیادی‌ را به‌ مربی‌ اختصاص‌ می‌دهند و اگر ستارگان‌ و بازیكنان‌ تیم‌ و كارهای‌ تكنیكی‌ آنها از اهمیت‌ بسیاری‌ برای‌ ورزشی‌نویسان‌ برخوردار باشند، آن‌گاه‌ تیترهای‌ زیادی‌ به‌ بازیكنان‌ اختصاص‌ می‌یابد. بحث‌ اصلی‌ در این‌جا این‌ است‌ كه‌ بازیكن‌ یا مربی‌ كدام‌ از اهمیت‌ بیشتری‌ برخوردار می‌باشد.

‌ ‌تیترها سخن‌ می‌گویند

وقتی‌ مربی‌ یك‌ تیم‌ و دانش‌ وی‌ با ارزش‌ تلقی‌ شود، نام‌ این‌ مربی‌ باید در تیتر بیشتر تكرار گردد. حال‌ آن‌كه، اگر ستارگان‌ یك‌ تیم‌ و قدرت‌ و بازی‌ آنها با ارزش‌ تلقی‌ شود، تیترهای‌ بیشتری‌ به‌ نام‌ بازیكنان‌ اختصاص‌ می‌یابد. وقتی‌ پیروزی‌ به‌ مربی‌ ربط‌ داده‌ می‌شود، تعداد تیترهایی‌ كه‌ نام‌ مربی‌ در آنها ارایه‌ گردیده‌ بیشتر می‌شود. حال‌ آن‌كه، وقتی‌ پیروزی‌ به‌ بازیكنان‌ ربط‌ داده‌ شود، امكان‌ ارایه‌ نام‌ بازیكنان‌ در تیترها بیشتر خواهد بود. در این‌جا نام‌ مربیان‌ و بازیكنان‌ بطور كلی‌ و در موارد پیروزی‌ مورد شمارش‌ قرار می‌گیرد.

دیده‌ می‌شود، 60 درصد كل‌ تیترها به‌ تیم‌ ملی‌ فوتبال‌ ایران‌ اختصاص‌ یافته‌ است. در مورد تیترهای‌ مربوط‌ به‌ كشور ایران، بیشترین‌ درصد موضوع‌ تیترها متعلق‌ به‌ تیم‌ ملی‌ ایران؛ 70 درصد و كمترین‌ آن‌ مربوط‌ به‌ مربیان؛ 3 درصد است. بررسی‌ موضوعی‌ و عددی‌ تیترها نشان‌ می‌دهد كه‌ در مطبوعات‌ ایران، مربی‌ داخلی‌ تیم‌ ایران‌ از اهمیت‌ زیادی‌ برخوردار نبوده‌ است‌ و به‌ همین‌ علت‌ تیترهای‌ اختصاص‌ یافته‌ به‌ مربی‌ تیم، بعد از سه‌ كشور ژاپن، كره‌ و چین‌ كه‌ آنها هم‌ دارای‌ مربی‌ داخلی‌ می‌باشند، از كمترین‌ تعداد برخوردار است. البته‌ باید یادآور شد كه‌ از این‌ تعداد، دو مورد آن‌ درباره‌ بركناری‌ او و در دو مورد دیگر نیز از او به‌ شكل‌ منفی‌ یاد شده‌ است. این‌ در زمانی‌ است‌ كه‌ 60 درصد كل‌ تیترها به‌ تیم‌ ملی‌ فوتبال‌ ایران‌ اختصاص‌ یافته‌ است. عكس‌ این‌ موضوع‌ در مورد كشورهای‌ عربی‌ صادق‌ است، یعنی‌ بیشترین‌ موضوع‌ تیترهای‌ اختصاص‌ یافته‌ به‌ آنها مربوط‌ به‌ مربی‌ (مربی‌ خارجی) آنها و كمترین‌ آن‌ مربوط‌ به‌ بازیكنان‌ است‌ و البته‌ از كل‌ تیترهای‌ مربوط‌ به‌ مربیان، 85 درصد آن‌ به‌ مربیان‌ خارجی‌ چهار كشور عربی‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌ كه‌ از این‌ تعداد بیشترین‌ آن‌ مربوط‌ به‌ مربیان‌ كشور عربستان، وینگادا و اتوفیستر می‌باشد.

ورزشی‌نویسان‌ در تحلیل‌های‌ خود پیروزی‌های‌ تیم‌ ملی‌ فوتبال‌ ایران‌ را به‌ بازیكنان‌ نسبت‌ می‌دهند و نه‌ به‌ مربی‌ تیم. به‌ همین‌ دلیل‌ نیز تعداد نام‌ بازیكنان‌ تیم‌ ایران‌ كه‌ در موارد پیروزی‌ به‌ كار رفته، چند برابر نام‌ مربی‌ تیم‌ است‌

در ساختار اصلی‌ تیم‌ ایران، بازیكنان‌ نقش‌ اصلی‌ را بر عهده‌ دارند و پیروزی‌ها ازآن‌ آنان‌ است‌ و برعكس، بازیكنان‌ كشورهای‌ عربی‌ مهره‌ای‌ بیش‌ نیستند و تیم‌ ازآن‌ مربی‌ لایق‌ خارجی‌ آنان‌ است. پیروزی‌ها نتیجه‌ اندیشه‌ خوب‌ آنها و شكست‌ها به‌ علت‌ عدم‌ لیاقت‌ بازیكنان‌ آنهاست.

تیترهای‌ بیشتری‌ به‌ مربیان‌ خارجی‌ نسبت‌ به‌ مربیان‌ داخلی‌اختصاص‌یافته‌است‌ وهمین‌امربیانگر اهمیت‌بسیار زیاد آنان‌درساختار اصلی‌ تیم‌ می‌باشد.

‌ ‌مصاحبه‌ها

هنگامی‌ كه‌ یك‌ مربی‌ از ارزش‌ والایی‌ برای‌ ورزشی‌نویسان‌ برخوردار است، آنان‌ اقدام‌ به‌ چاپ‌ مصاحبه‌های‌ متعدد با این‌ مربیان‌ می‌كنند. با توجه‌ به‌ این‌ واقعیت، تعداد مصاحبه‌های‌ مربیان‌ داخلی‌ تیم‌های‌ ایران، ژاپن‌ و كره‌ با مربیان‌ خارجی‌ امارات، كویت، عربستان‌ و قطر مقایسه‌ می‌ شود تا بدین‌ ترتیب‌ مشخص‌ گردد كدام‌ دسته‌ از این‌ مربیان‌ توجه‌ بیشتری‌ را به‌ خود معطوف‌ داشته‌اند و یا به‌ عبارت‌ بهتر، از ارزش‌ بیشتری‌ برای‌ ورزشی‌نویسان‌ برخوردار بوده‌اند.

همچنین‌ اگر پیروزی‌ به‌ مربیان‌ ربط‌ داده‌ شود، قاعدتاً‌ باید شاهد مصاحبه‌های‌ بیشتری‌ از آنان‌ به‌ هنگام‌ پیروزی‌ باشیم، ولی‌ اگر مربیان‌ مسؤ‌ول‌ شكست‌ محسوب‌ شوند، آن‌گاه‌ باید شاهد افزایش‌ درج‌ مصاحبه‌های‌ آنها پس‌ از شكست‌ باشیم. به‌ همین‌ منظور، مصاحبه‌های‌ مربیان‌ داخلی‌ و خارجی‌ در دو زمان‌ متفاوت، یكی‌ به‌ هنگام‌ پیروزی‌ و كسب‌ نتایج‌ خوب‌ و همچنین‌ به‌ هنگام‌ شكست، مورد شمارش‌ قرار می‌گیرد. از آن‌جا كه‌ مربی‌ ایرانی‌ مسؤ‌ول‌ شكست‌ها محسوب‌ می‌گردد و نه‌ پیروزی‌ها، قاعدتاً‌ عمدة‌ مصاحبه‌های‌ وی‌ باید پس‌ از شكست‌ها انجام‌ گیرد.

مصاحبه‌های‌ انجام‌ شده‌ با مربیان‌ خارجی‌ كشورهایی‌ نظیر عربستان، قطر، كویت‌ و امارات‌ به‌ مراتب‌ بیشتر از مصاحبه‌ با مربیان‌ داخلی‌ كشورهای‌ ایران، كره‌ و ژاپن‌ است‌ كه‌ این‌ خود نشان‌ دهندة‌ ارزش‌ والای‌ این‌ مربیان‌ نزد ورزشی‌نویسان‌ ایرانی‌ است.

البته‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ تعداد این‌ مصاحبه‌ها با مربیان‌ داخلی‌ به‌ هنگام‌ شكست‌ها بیش‌ از پیروزی‌هاست. بطور مثال، بیشتر مصاحبه‌ها با محمد مایلی‌كهن‌ سر مربی‌ تیم‌ ایران‌ بعد از شكست‌ها و عدم‌ موفقیت‌ها است.

‌ ‌صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد مربی‌

یكی‌ دیگر از موارد مورد بررسی، شمارش‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ از سوی‌ نشریات‌ در مورد مربیان‌ است. نتیجة‌ این‌ شمارش‌ می‌تواند نشان‌دهندة‌ نگرش‌ مفسران‌ و گزارش‌نویسان‌ در مورد قابلیت‌های‌ مربیان‌ باشد. بسیار مهم‌ است‌ تا مشخص‌ شود كه‌ تیم‌های‌ شركت‌كننده‌ در این‌ مسابقات‌ از نظر ورزشی‌نویسان‌ متعلق‌ به‌ چه‌ كسی‌ به‌ تصویر كشیده‌ شده‌اند. بسیاری‌ از ورزشی‌ نویسان‌ در دو دهة‌ اخیر بیشتر و بیشتر، یك‌ تیم‌ و بازیكنان‌ آن‌ تیم‌ را از آن‌ مربی‌ می‌دانند. آنها ادعا می‌كنند كه‌ همة‌ تیم‌ و بازیكنانش‌ نقشه‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های‌ مربی‌ را در زمین‌ به‌ اجرا در می‌آورند. این‌ ذهنیت، بازیكنان‌ را مهره‌هایی‌ در یك‌ بازی‌ شطرنج‌ می‌داند و مربی‌ تیم‌ را بازیگردان‌ اصلی‌ معرفی‌ می‌كند. چنین‌ ذهنیتی‌ در استراتژی‌ گفتمانیِ‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مقالات‌ و گزارشها، با استفاده‌ از صفات‌ ملكی، تیم‌ را ازآن‌ مربی‌ قلمداد می‌كند.

‌ ‌بررسی‌ اهمیت‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد مربی‌

این‌ دیدگاه، دوران‌ ستارگان‌ فوتبال‌ را به‌ سر آمده‌ قلمداد نموده‌ و مطرح‌ می‌سازد كه‌ یك‌ تیم‌ از یازده‌ تكنسین‌ قلدر با كارآیی‌های‌ متفاوت، ولی‌ یكسان‌ كه‌ در جهت‌ نقشه‌های‌ مربی‌ حركت‌ می‌نمایند، تشكیل‌ می‌شود و دیگر جایی‌ برای‌ ستارگان‌ وجود ندارد. وقتی‌ یك‌ مربی‌ فوق‌ ستاره‌ای‌ در تیم‌ خود دارد باید همة‌ تیم‌ را بسیج‌ كند تا این‌ فوق‌ستاره‌ را «خوراك‌رسانی» و تغذیه‌ نمایند. تعداد بسیار كمی‌ از مربیان‌ مدرن‌ حاضر به‌ كار كردن‌ با فوق‌ ستاره‌های‌ فوتبال‌ می‌باشند و اگر هم‌ حاضر به‌ چنین‌ كاری‌ شوند از فوق‌ ستاره‌ می‌خواهند كه‌ در جهت‌ تاكتیك‌های‌ تیمی‌ آنها همچون‌ همه‌ مهره‌های‌ دیگر تلاش‌ نمایند(4).

وقتی‌ یك‌ مربی‌ بزرگ‌ صاحب‌ یك‌ تیم‌ معرفی‌ می‌گردد، در حقیقت‌ فوق‌ستارة‌ تیم، همان‌ صاحب‌ تیم‌ و اندیشه‌های‌ تاكتیكی‌ آن، یعنی‌ مربی‌ است؛ ولی‌ اگر مربی‌ تیمی، صاحب‌ آن‌ تیم‌ و اندیشه‌های‌ تاكتیكی‌ آن‌ معرفی‌ نگردد در حقیقت‌ این‌ ستارگان‌ آن‌ تیم‌ هستند كه‌ بیشتر و بیشتر مطرح‌ گردیده‌ و همة‌ نتایج‌ به‌ پای‌ این‌ ستارگان‌ نوشته‌ می‌شود. در سینما نیز چنین‌ است(5).

‌ ‌نحوه‌ اجرای‌ شمارش‌ صفات‌ ملكی‌

در این‌جا سعی‌ می‌شود با بررسی‌ همه‌ گزارشها و مقالاتی‌ كه‌ در مورد تیم‌ ایران‌ و تیم‌های‌ حریف‌ به‌ تحریر درآمده، مشخص‌ شود چه‌ تعداد صفات‌ ملكی‌ در مورد مربی‌ این‌ تیم‌ها به‌ كار گرفته‌ شده‌ تا تیم‌ و بازیكنانش‌ را مردان‌ مربی‌ معرفی‌ نماید. اگر ورزشی‌نویسی‌ تیمی‌ را ازآن‌ مربی‌ معرفی‌ كند آن‌ ورزشی‌نویس‌ دقیقاً‌ برای‌ مربی‌ ارزشی‌ بسیار زیاد قایل‌ بوده‌ و در حقیقت‌ افكار، طرح‌ها و نقشه‌های‌ او را ارج‌ می‌نهد. در این‌جا مربی‌ همچون‌ كارگردانی‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ فیلم‌ ساخته‌ شده‌ را به‌ او نسبت‌ می‌دهند، همانند فلینی، تروفو، گدار، جان‌ فورد و امثالهم. اما در صورتی‌ كه‌ تیم‌ به‌ یك‌ مربی‌ نسبت‌ داده‌ نشده‌ باشد، در حقیقت‌ ورزشی‌نویس‌ برای‌ آن‌ مربی‌ و افكارش‌ ارزش‌ ویژه‌ای‌ قایل‌ نبوده(6) و خودبه‌خود در صورت‌ به‌ دست‌ آمدن‌ نتایج‌ درخشان، این‌ نتایج‌ را به‌ ستارگان‌ نسبت‌ می‌دهد.

به‌ عبارت‌ بهتر، هرگاه‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد مربی‌ تیم‌ زیاد باشد تأكید بر روی‌ ستارگان‌ تیم‌ كم‌ بوده، پیروزی‌ را به‌ طرح‌ها، افكار و نقشه‌های‌ مربی‌ نسبت‌ می‌دهند. اما هرگاه‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كارگرفته‌ شده‌ در مورد مربی‌ كم‌ باشد، تأكید ورزشی‌نویسان‌ به‌ روی‌ ستارگان‌ تیم‌ خواهد بود و پیروزی‌ تیم‌ به‌ این‌ ستارگان‌ نسبت‌ داده‌ می‌شود. سؤ‌ال‌ این‌جاست‌ كه‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد مربیان‌ كدام‌ تیم‌ها بیشتر بوده‌ و اگر تأكید بر مربیان‌ نباشد، آیا پیروزی‌ به‌ بازیكنان‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است؟

از آن‌جا كه‌ مربیان‌ تیم‌های‌ عربی، اروپایی‌ می‌باشند و مربی‌ تیم‌ ایران، ایرانی‌ است‌ «طبیعی‌ است» كه‌ ورزشی‌نویسان‌ آنها را صاحبان‌ نقشه، طرح‌ و برنامه‌ به‌ تصویر كشیده‌ باشند یا به‌ عبارت‌ بهتر، صفات‌ ملكی‌ زیادی‌ در مورد مربیان‌ خارجی‌ تیم‌های‌ عربی‌ به‌ كار ببرند. اما در مورد مربی‌ ایرانی‌ «طبیعی» است‌ كه‌ وی‌ را صاحب‌ تفكرات‌ و دانش‌ مدرن‌ فوتبال‌ ندانسته‌ و صفات‌ ملكی‌ بسیار كمی‌ در مورد او به‌ كار گرفته‌ شود؛ به‌ عبارت‌ بهتر، تیم‌ و پیروزی‌های‌ آن‌ را به‌ او نسبت‌ ندهند.

البته‌ در مورد مربیان‌ خارجی‌ باید تخمین‌ زده‌ شود كه‌ آیا این‌ صفات‌ ملكی‌ تنها در صورت‌ به‌ دست‌ آمدن‌ نتایج‌ خوب‌ به‌ كار گرفته‌ می‌شود یا این‌ كه‌ در همة‌ موارد، حتی‌ در مورد نتایج‌ بد. اگر صفات‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ تنها در مورد نتایج‌ خوب‌ باشد، نتایج‌ خوب‌ به‌ مربی‌ و افكارش‌ ربط‌ داده‌ شده‌ است، ولی‌ اگر نتایج‌ بد به‌ او نسبت‌ داده‌ نشده‌ باشد آن‌گاه‌ صفات‌ ملكی‌ در مورد مربی‌ در موارد به‌ دست‌ آمدن‌ نتایج‌ بد به‌ كار گرفته‌ نخواهد شد. آن‌گاه‌ بایستی‌ تحقیق‌ نمود كه‌ این‌ نتایج‌ بد به‌ چه‌ كسانی‌ ربط‌ داده‌ شده‌ است؛ به‌ بازیكنان؟

ورزشی‌نویسان‌ برای‌ افكار، طرح‌ و نقشه‌های‌ مربیان‌ خارجی‌ ارزش‌ بسیاری‌ قایل‌ می‌ باشند و به‌ نوعی‌ تیم‌ را ازآن‌ مربی‌ معرفی‌ می‌كنند، مانند مردان‌ وینگادا و... به‌ همین‌ دلیل‌ این‌ صفات‌ ملكی‌ فقط‌ به‌ مربیان‌ خارجی‌ كشورهای‌ عربی‌ نسبت‌ داده‌ شده‌اند و حتی‌ یك‌ بار نیز در مورد مربی‌ ایرانی‌ به‌ كار گرفته‌ نشده‌ است. اما وقتی‌ مربی‌ نقش‌ مهمی‌ در تیم‌ ندارد پس‌ صرفاً‌ تأكید بر روی‌ نام‌ و صفات‌ عالی‌ بازیكنان‌ است. به‌ همین‌ دلیل‌ نام‌ بازیكنان‌ ایرانی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مقالات‌ و گزارشهای‌ مورد بررسی‌ 13 برابر نام‌ بازیكنان‌ سه‌ كشور عربی‌ است‌ و معمولاً‌ نام‌ بازیكنان‌ ایرانی‌ با یك‌ صفت‌ عالی‌ مثبت‌ همراه‌ است.

‌ ‌تأكید و عدم‌ تأكید بر نام‌ مربیان‌ و بازیكنان‌

تنها شمارش‌ صفات‌ ملكی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد مربیان‌ و مقایسه‌ آن‌ با صفات‌ عالی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد بازیكنان‌ در زمان‌ پیروزی‌ و شكست‌ در مورد تیم‌ ایران‌ و كشورهای‌ عربی‌ و مقایسه‌ آنها با یكدیگر با آن‌كه‌ حرفهای‌ بسیار برای‌ گفتن‌ دارد، اما نمی‌تواند همة‌ تصویر بزرگ‌ را ترسیم‌ نماید. شمارش‌ نام‌ بازیكنان‌ و همچنین‌ مربیان‌ در زمان‌ پیروزی‌ و شكست‌ می‌تواند بخش‌ دیگری‌ از این‌ تصویر باشد.

هرگاه‌ پیروزی، نتیجة‌ كار خوب‌ یك‌ مربی‌ دانسته‌ شود، تعداد به‌ كارگیری‌ نام‌ مربی‌ در گزارشها و مقالات‌ به‌ هنگام‌ پیروزی‌ افزایش‌ می‌یابد. در این‌ حالت‌ قاعدتاً‌ باید نام‌ بازیكنان‌ كمتر به‌ كار گرفته‌ شده‌ باشد. اما اگر پیروزی، از نظر ورزشی‌نویسان‌ نتیجة‌ مربی‌ و مربیگری‌ وی‌ شناخته‌ نشود، آن‌ گاه‌ تعداد به‌ كارگیری‌ نام‌ مربی‌ در زمان‌ پیروزی‌ كمتر دیده‌ می‌شود، ولی‌ در عوض‌ تعداد به‌ كارگیری‌ نام‌ بازیكنان‌ به‌ هنگام‌ پیروزی‌ افزایش‌ می‌یابد، چرا كه‌ پیروزی‌ نتیجة‌ كارهای‌ آنها محسوب‌ شده‌ است.

در این‌جا نام‌ بازیكنان‌ عرب‌ در زمان‌ پیروزی‌ و زمان‌ شكست‌ از سویی‌ و نام‌ مربیان‌ خارجی‌ این‌ تیم‌ها در زمان‌ پیروزی‌ و شكست‌ شمارش‌ و مقایسه‌ می‌شود تا بدین‌ ترتیب‌ نشان‌ داده‌ شود كه‌ پیروزی‌ به‌ مربیان‌ خارجی‌ و شكست‌ به‌ بازیكنان‌ ربط‌ داده‌ شده‌ است.

از سوی‌ دیگر، همین‌ روند در مورد تیم‌ ایران‌ تكرار خواهد شد تا نشان‌ داده‌ شود كه‌ پیروزی‌ به‌ بازیكنان‌ ربط‌ داده‌ می‌شود و نه‌ به‌ مربیان.

نام‌ مربیان‌ خارجی‌ در مقالات‌ و گزارشهای‌ مورد بررسی‌ در موارد پیروزی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌اند كه‌ آن‌ را می‌توان‌ در ایفای‌ نقش‌ مثبت‌ مربیان‌ خارجی‌ این‌ تیم‌ها از نظر ورزشی‌نویسان‌ ایرانی‌ ارزیابی‌ نمود. اما از مربی‌ ایرانی‌ در هیچ‌ زمانی‌ نامی‌ برده‌ نمی‌شود و پیروزی‌ها را به‌ بازیكنان‌ تیم‌ ایران‌ ربط‌ می‌دهند. قابل‌ ذكر است‌ كه‌ نام‌ بازیكنان‌ ایرانی‌ معمولاً‌ با صفتهای‌ عالی، خصوصیات‌ فردی‌ مثبت‌ همراه‌ است.

صفات‌ عالی‌ عمدتاً‌ در مورد بازیكنان‌ تیم‌ ایران‌ و مربیان‌ خارجی‌ تیم‌های‌ كشورهای‌ عربی‌ به‌ كار می‌رود كه‌ هر دو نشان‌دهنده‌ اهمیت‌ هر یك‌ در ساختار اصلی‌ تیم‌ می‌باشد.

‌ ‌پیروزی، مربی‌ نالایق‌ داخلی، جملات‌ مجهول‌ دربارة‌ تاكتیك‌ تیمی‌

وقتی‌ تیمی‌ به‌ پیروزی‌ می‌رسد، اما مربی‌ آن‌ «بازیخوان» و «بازیگر» نباشد، حتی‌ اگر از واژه‌ تاكتیك‌ یا مفاهیمی‌ چون‌ حریف‌شناسی‌ سخنی‌ به‌ میان‌ بیاید، این‌ تاكتیك‌ها و شناخت‌ از حریف‌ به‌ بازیكنان‌ نسبت‌ داده‌ می‌شود و یا این‌كه‌ این‌ مفاهیم‌ در جملاتی‌ مجهول‌ ارایه‌ می‌گردند تا «مسؤ‌ولیت» آن‌ به‌ «عهده» مربی‌ تیم‌ بعنوان‌ فاعل‌ (هر تاكتیكی‌ فاعلی‌ دارد كه‌ این‌ فاعل‌ كسی‌ جز مربی‌ نمی‌تواند باشد) قرار داده‌ نشود. در این‌جا، این‌ شكل‌ از جمله‌بندی‌ها در موارد پیروزی‌های‌ ایران‌ به‌ هنگامی‌ كه‌ این‌ مفاهیم‌ مورد بحث‌ هستند، مورد شمارش‌ قرار می‌گیرند.

وقتی‌ ورزشی‌نویس‌ «مسؤ‌ولیت» پیروزی‌ را به‌ «عهده» مربی‌ قرار نمی‌دهد، آن‌گاه‌ او در حقیقت‌ باید نقش‌ بازیكنان‌ را در پیروزی‌ عمده‌ نماید. بنابراین، این‌ نوع‌ جمله‌بندی‌ مجهول‌ تنها زمانی‌ به‌ كار می‌رود كه‌ ورزشی‌نویس‌ بلافاصله‌ با اشاره‌ به‌ نام‌ یك‌ بازیكن، ذكر صفات‌ عالی‌ وی‌ در حقیقت‌ این‌ تاكتیك‌ها را به‌ بازیكن‌ ربط‌ می‌دهد. بنابراین، جملات‌ بلافصل‌ جملة‌ مجهول‌ كه‌ مفهوم‌ تاكتیك‌ در آن‌ ارایه‌ شده‌ بررسی‌ می‌شود تا نام‌ بازیكنان‌ ایرانی‌ كه‌ در این‌ جملات‌ به‌ كار رفته‌ مورد شمارش‌ قرار گیرد. با این‌ سنجش‌ مشخص‌ خواهد شد كه‌ حتی‌ اگر مفهوم‌ تاكتیك‌ در زمان‌ پیروزی‌ تیم‌ ایران‌ نیز مورد بررسی‌ قرار گیرد آن‌ را از طریق‌ این‌ راهكار گفتمانی، به‌ بازیكنان‌ ربط‌ می‌دهند. در زمان‌ كسب‌ نتایج‌ خوب‌ بوسیله‌ تیم‌های‌ عربی‌ در مقابل‌ ایران، ما شاهد چنین‌ جملاتی‌ نخواهیم‌ بود، چراكه‌ بار مسؤ‌ولیت‌ پیروزی‌ برعهده‌ فاعل‌ اجراكنندة‌ تاكتیك، یعنی‌ مربی‌ تیم‌ گذاشته‌ شده‌ است‌ و چنین‌ راهكار گفتمانی‌ جایی‌ در گزارش‌ موارد پیروزی‌ این‌ تیم‌ها نخواهد داشت.

زمانی‌ كه‌ سخن‌ از تاكتیك‌های‌ تیم‌ ایران‌ در موارد پیروزی‌ به‌ میان‌ می‌آید، برای‌ این‌كه‌ مسؤ‌ولیت‌ آن‌ برعهده‌ مربی‌ تیم‌ گذارده‌ نشود، جمله‌بندی‌ها به‌ صورت‌ مجهول‌ شكل‌ می‌گیرد. البته‌ در رابطه‌ با مربی‌ تیم‌ ایران، همان‌طور كه‌ در جدول‌ نیز دیده‌ شد، در هیچ‌ موردی‌ (پیروزی‌ و...) به‌ تاكتیك‌های‌ او بطور مستقیم‌ اشاره‌ نشده‌ است. حال‌ اگر مسؤ‌ولیت‌ پیروزی‌ برعهده‌ مربی‌ نیست‌ پس‌ نقش‌ بازیكنان‌ در پیروزی‌ عمده‌ است. به‌ همین‌ علت‌ در مواردی‌ كه‌ تاكتیك‌ در جمله‌ با فعل‌ مجهول‌ می‌آید بلافاصله‌ نام‌ بازیكن‌ آورده‌ می‌شود كه‌ اجراكنندة‌ تاكتیك‌ را بازیكن‌ معرفی‌ نماید. اما در زمان‌ شكست، نام‌ بازیكنان‌ در جملات‌ بلافصل‌ جملات‌ مجهولی‌ كه‌ از تاكتیك‌ منفی‌ نام‌ می‌برند، آورده‌ نمی‌شود.

‌ ‌تاكتیك‌ و حریف‌شناسی‌

شمارش‌ تاكتیك‌ها و حریف‌شناسی‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ به‌ مربیان‌ به‌ هنگام‌ پیروزی‌ به‌ شكلی‌ مثبت‌ و مقایسه‌ آن‌ با اشتباهات‌ تاكتیكی‌ و حریف‌شناسی‌ غلط‌ مربیان‌ به‌ هنگام‌ شكست‌ نیز می‌تواند بخش‌ دیگری‌ از تصویر بزرگ‌ را ترسیم‌ نماید.

زمانی‌ كه‌ پیروزی‌ به‌ دلیل‌ بازیخوانی‌ و تاكتیك‌ مربی‌ با دانشی‌ كه‌ در حقیقت‌ به‌ بازی‌ شطرنج‌ مشغول‌ است‌ بوسیله‌ ورزشی‌نویسان‌ به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود، ما شاهد افزایش‌ مفاهیمی‌ چون‌ تاكتیك‌ و بازیخوانی‌ مربی‌ در مقالات‌ و گزارشهای‌ درج‌ شده‌ در مورد پیروزی‌ این‌ تیم‌ها خواهیم‌ بود. اگر ورزشی‌نویسان‌ پیروزی‌ را به‌ مربی‌ ربط‌ ندهند، آن‌گاه‌ در صورت‌ پیروزی‌ از مفاهیمی‌ چون‌ تاكتیك، نقشه، طرح‌ و بازیخوانی‌ مربی‌ سخنی‌ به‌ میان‌ نمی‌آید.

ورزشی‌نویسان، پیروزی‌های‌ تیم‌های‌ عرب‌ را نه‌ به‌ دلیل‌ بازی‌ درخشان‌ «ستارگانشان»، بلكه‌ به‌ دلیل‌ تاكتیك‌ و بازیخوانی‌ مربیانشان‌ به‌ تصویر می‌كشند. بنابراین، باید در زمان‌ پیروزی، شماره‌ این‌ موارد در مورد مربیان‌ خارجی‌ آنها افزایش‌ یابد. در عین‌ حال، شكست‌ این‌ تیم‌ها به‌ عهده‌ مربیان‌ خارجی‌ آنها گذارده‌ نمی‌شود، بلكه‌ به‌ عدم‌ توانایی‌ بازیكنان‌ در پیاده‌ نمودن‌ این‌ تاكتیك‌ها ربط‌ داده‌ می‌شود. بنابراین، در زمان‌ شكست‌ نباید شاهد ذكر تاكتیك‌های‌ غلط‌ و بازیخوانی‌ اشتباه‌ این‌ مربیان‌ باشیم، بلكه‌ با افزایش‌ ذكر موارد ناتوانایی‌های‌ بازیكنان‌ روبه‌رو خواهیم‌ بود.

در مورد تیم‌ ایران‌ دقیقاً‌ این‌ مسأله‌ مشاهده‌ می‌شود. یعنی‌ هرگاه‌ نتیجه‌ بازی‌ برای‌ ایران‌ پیروزی‌ است، خبری‌ از ذكر تاكتیك، نقشه، طرح‌ و بازیخوانی‌ مربیان‌ وجود ندارد. در این‌ موارد، علاوه‌ بر آن‌ كه‌ ذكر صفات‌ عالی‌ بازیكنان‌ افزایش‌ می‌یابد (همان‌طور كه‌ مشاهده‌ شد) مفاهیمی‌ چون‌ تاكتیك، نقشه، طرح‌ و برنامه‌ نیز به‌ بازیكنان‌ ربط‌ داده‌ می‌شود و یا این‌ كه‌ به‌ شكلی‌ مجهول‌ ارایه‌ می‌گردد (شمارش‌ جملات‌ مجهول‌ در زمان‌ بررسی‌ تاكتیك‌ به‌ هنگام‌ پیروزی‌ در بخش‌ بعدی‌ انجام‌ خواهد شد). بنابراین، به‌ هنگام‌ پیروزی‌ تیم‌ ایران، این‌ موارد هم‌ در مورد مربیان‌ و هم‌ بازیكنان‌ (!) مورد شمارش‌ قرار می‌گیرد.

اما شكست‌ از سوی‌ ورزشی‌نویسان‌ عمدتاً‌ به‌ مربی‌ ایرانی‌ و عدم‌ توانایی‌های‌ او ربط‌ داده‌ می‌شود. بنابراین، به‌ هنگام‌ شكست‌ تیم‌ ایران، برعكس‌ زمان‌ پیروزی، ما با افزایش‌ مفاهیمی‌ چون‌ تاكتیك‌ و بازیخوانی‌ به‌ شكلی‌ منفی‌ در مورد مربیان‌ ایرانی‌ و به‌ شكلی‌ مثبت‌ در مورد مربیان‌ خارجی‌ روبه‌رو هستیم.

‌بازیخوانی‌ و به‌ كارگیری‌ تاكتیك، طرح‌ و نقشه‌ خاص‌ مربی‌ خارجی‌ است‌ و در پیروزی‌ها نقش‌ اساسی‌ به‌ آنها نسبت‌ داده‌ می‌شود. به‌ همین‌ علت‌ این‌ مفاهیم‌ در مورد مربیان‌ تیم‌های‌ كشورهای‌ عربی‌ به‌ كار گرفته‌ می‌ شود و البته‌ در موارد پیروزی‌ و تساوی‌ (كه‌ برای‌ آنان‌ به‌ منزله‌ پیروزی‌ است) ما با افزایش‌ مفاهیمی‌ چون‌ تاكتیك‌ و... روبه‌رو هستیم. در زمان‌ شكست‌ها نیز عمدتاً‌ به‌ عدم‌ توانایی‌ بازیكنان‌ در اجرای‌ تاكتیك‌های‌ مربیان‌ اشاره‌ می‌گردد. اما در مورد تیم‌ ایران‌ دیگر سخنی‌ از تاكتیك‌ و... مربی‌ وجود ندارد و در موارد پیروزی‌ نیز این‌ مفاهیم‌ صرفاً‌ به‌ بازیكنان‌ ربط‌ داده‌ می‌شود. طبیعی‌ است‌ كه‌ مسؤ‌ولیت‌ شكست‌ها نیز برعهده‌ مربی‌ باشد.

نتیجه‌گیری‌

‌ ‌تفكر غالب‌ بر گفتمان‌ پوشش‌ خبری‌ - تفسیری‌ دور دوم‌ مقدماتی‌ جام‌ جهانی‌ فرانسه‌ در مطبوعات‌ ایران‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ همراه‌ با یك‌ ناباوری‌ نسبت‌ به‌ توانایی‌های‌ مربی‌ داخلی‌ و ارزش‌گذاری‌های‌ غلوآمیز نسبت‌ به‌ مربیان‌ بیگانه، همراه‌ بوده‌ باشد. فرض‌ بر آن‌ قرار گرفته‌ بود كه‌ این‌ نگرش‌ در راستای‌ نگرش‌ كلی‌ ایرانیان‌ نسبت‌ به‌ اروپاییان‌ قرار داشته‌ باشد. در بررسی‌ گفتمانی، دو بُعد «خرد» و «كلان» از یكدیگر تفكیك‌ می‌شوند. بر همین‌ اساس، این‌ گزارش‌ تحقیقاتی‌ به‌ دو قسمت‌ متفاوت‌ تقسیم‌ گردید. در قسمت‌ اول، مشخصه‌های‌ «خرد» متن‌ و در قسمت‌ دوم، مشخصه‌های‌ كلان، یعنی‌ معنای‌ كلی‌ و رابطه‌ مطالب‌ مورد بررسی‌ قرار گرفت.

در قسمت‌ اول‌ با بررسی‌ تیترها به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ كه‌ عمدة‌ تیترها به‌ مربیان‌ اروپایی‌ اختصاص‌ دارد و مربیان‌ داخلی‌ كشورهای‌ آسیایی‌ تیترهای‌ به‌ مراتب‌ كمتری‌ را اشغال‌ نموده‌اند. در حالی‌ كه‌ بازیكنان‌ ایرانی‌ تیترهای‌ بسیار زیادی‌ را به‌ خود اختصاص‌ می‌دادند، نام‌ مربیان‌ ایرانی‌ به‌ ندرت‌ در تیترها به‌ كار می‌رفت؛ عكس‌ این‌ مسأله‌ در مورد كشورهای‌ رقیب‌ مشاهده‌ می‌شود. در مورد مصاحبه‌ها نیز هرگاه‌ نتیجة‌ بدی‌ نصیب‌ مربی‌ ایرانی‌ می‌شد، به‌ شدت‌ محبوب‌ گردیده، مصاحبه‌های‌ بسیاری‌ از او به‌ چاپ‌ می‌رسید. اما به‌ هنگام‌ پیروزی‌ تیمش‌ مورد بی‌اعتنایی‌ مطبوعات‌ قرار می‌گرفت. مطبوعات‌ علاقه‌ عجیبی‌ به‌ مصاحبه‌ با مربیان‌ خارجی‌ از خود نشان‌ می‌دادند و با این‌ كه‌ مربیان‌ داخلی‌ كره‌ نتایج‌ بسیار درخشانی‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند در مراحل‌ اولیه‌ تقریباً‌ هیچ‌ مصاحبه‌ای‌ از آنان‌ به‌ چاپ‌ نرسید و تنها هنگامی‌ كه‌ حاكم‌ بلامنازع‌ گروه‌ خود گردید، شماره‌ مصاحبه‌های‌ مربی‌ كره‌ افزایش‌ یافت؛ با این‌ حال، مصاحبه‌های‌ او بسیار كمتر از مربی‌ خارجی‌ تیم‌ حذف‌ شدة‌ امارات‌ بود.

‌ ‌در بررسی‌ صفات‌ ملكی‌ مشخص‌ شد كه‌ تیم‌های‌ رقیب‌ از آن‌ مربیان‌ خارجی‌ خود به‌ تصویر كشیده‌ می‌شدند. حال‌ آن‌كه‌ تیم‌ ایران‌ به‌ مربی‌ داخلی‌ این‌ تیم‌ نسبت‌ داده‌ نمی‌شود. وقتی‌ صفات‌ ملكی‌ در مورد مربیان‌ كم‌ به‌ كار رود، شماره‌ به‌ كارگیری‌ نام‌ بازیكنان‌ و صفات‌ عالی‌ در مورد آنان‌ به‌ شدت‌ افزایش‌ می‌یابد. تحقیق‌ نشان‌ داد كه‌ این‌ فرض‌ درست‌ است. این‌ مسأله‌ در رابطة‌ تنگاتنگ‌ با شماره‌ به‌ كارگیری‌ نام‌ مربیان‌ و صفات‌ عالی‌ به‌ كارگرفته‌ شده‌ در مورد آنان‌ و همچنین، در نقطة‌ متضاد آن، نام‌ بازیكنان‌ و صفات‌ عالی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در مورد بازیكنان‌ مورد بررسی‌ قرار گرفت. بررسی‌ نشان‌ داد كه‌ هرگاه‌ تأكید بر مربی‌ تیم‌ باشد كه‌ در این‌ پوشش‌ خبری‌ تأكید بر مربیان‌ خارجی‌ بود، بازیكنان‌ از قلم‌ می‌افتند. حال‌ آن‌كه‌ هرگاه‌ مربی‌ مورد تأكید قرار نگیرد، عمدتاً‌ از بازیكنان‌ نام‌ برده‌ می‌شود و صفات‌ عالی‌ در مورد آنان‌ افزایش‌ می‌یابد. این‌ عمدتاً‌ در مورد تیم‌ ایران‌ به‌ چشم‌ می‌خورد.

‌ ‌وقتی‌ از مربی‌ نام‌ برده‌ نشود، وقتی‌ مربی‌ مورد تأكید قرار نگیرد، در صورت‌ پیروزی، تاكتیك‌های‌ مورد بررسی‌ مفسر عمدتاً‌ در جملات‌ مجهول‌ بیان‌ می‌شوند. این‌ راهكار گفتمانی‌ برای‌ عدم‌ تأكید بر فاعل‌ طرح‌ها و تاكتیك‌های‌ تیم، یعنی‌ مربی‌ یك‌ تیم‌ است. فرض‌ بر آن‌ گرفته‌ شده‌ بود كه‌ هرگاه‌ تاكتیكی‌ و طرحی‌ در جملة‌ مجهول‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد، بلافاصله‌ نام‌ ستاره‌ای، بازیكن‌ درخشانی‌ آورده‌ خواهد شد تا موفقیت‌ به‌ ستارگان‌ تیم‌ نسبت‌ داده‌ شود. نتیجة‌ تحقیق‌ نشان‌ داد كه‌ در بیشتر موارد درباره‌ تیم‌ ایران‌ چنین‌ بود، حال‌ آن‌ كه‌ در مورد تیم‌های‌ عربی‌ فاعل‌ طرح‌ها و نقشه‌ها، یعنی‌ مربی‌ تیم‌ در جمله‌ حاضر بوده‌ و بنابراین‌ احتیاج‌ به‌ نام‌ بردن‌ از ستارگان‌ عرب‌ احساس‌ نمی‌گردید. این‌ نتیجه‌ را می‌توان‌ با شمارش‌ مفاهیم‌ حریف‌شناسی‌ و تاكتیك‌ به‌ كارگرفته‌ شده‌ در مقالات‌ و گزارشهای‌ مورد بررسی، مستحكم‌ نمود. نتیجه‌ نشان‌ می‌دهد مفهوم‌ حریف‌شناسی‌ و تاكتیك‌ عمدتاً‌ در مورد مربیان‌ خارجی‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ و به‌ ندرت‌ در مورد مربیان‌ داخلی‌ به‌ كار می‌رفت.

‌ ‌در بخش‌ دوم‌ تحقیق، در بُعد «كلان»، كلیه‌ گزارشها و تفسیرهای‌ مربوط‌ به‌ بازی‌های‌ ایران‌ بررسی‌ شده‌ تا نشان‌ داده‌ شود هرگاه‌ تیم‌ ایران‌ به‌ پیروزی‌ برسد این‌ پیروزی‌ نتیجه‌ هوش‌ ذاتی‌ و استعداد خام‌ بچه‌های‌ فوتبال‌ ما بوده، حال‌ آن‌كه‌ نتایج‌ خوب‌ حریفان‌ به‌ تاكتیك‌ها و طرح‌های‌ نوین‌ مربیان‌ خارجی‌ این‌ تیم‌ها نسبت‌ داده‌ می‌شد. نتایج‌ بد تیم‌های‌ رقیب‌ نه‌ به‌ مربیان‌ آنها، بلكه‌ به‌ «ستارگان» كم‌ هوش‌ آنها نسبت‌ داده‌ می‌شد. اما نتایج‌ بد ما نه‌ به‌ ستارگان‌ باهوش‌ و متعصب‌ ما، بلكه‌ به‌ مربی‌ بی‌دانش‌ ما ربط‌ داده‌ می‌شود.

‌ ‌بطور كلی‌ می‌توان‌ ادعا كرد كه‌ بررسی‌ پوشش‌ خبری‌ دور دوم‌ مقدماتی‌ جام‌ جهانی‌ فرانسه‌ نگرشی‌ منفی‌ نسبت‌ به‌ مربیان‌ ایرانی‌ را به‌ نمایش‌ گذاشت. این‌ در حالی‌ بود كه‌ نگرشی‌ مثبت‌ در مورد مربیان‌ خارجی‌ به‌ روشنی‌ مشاهده‌ می‌گردید.

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات