هر مقوله‌ای‌ را كه‌ انسان‌ به‌ ذهن‌ می‌آورد و جزء قضایای‌ ذهنی‌ است‌ و یا در عالم‌ خارج‌ مصداق‌ پیدا می‌كند، همراه‌ او، فرهنگ‌ آن‌ به‌ ذهن‌ می‌آید. فرهنگ‌ لازمة‌ لاینفك‌ هر پدیده‌ و مقوله‌ای‌ است، مثلاً‌ وقتی‌ تجارت‌ و اقتصاد را به‌ ذهن‌ می‌آوریم‌ و یا در خارج‌ بدان‌ اشتغال‌ داریم‌ قطعاً‌ فرهنگ‌ تجارت‌ و یا اقتصاد را باید بدانیم‌ و یا لااقل‌ فرهنگ‌ متداول‌ و رایج‌ آن‌ مقوله‌ و به‌ عبارت‌ دیگر، فرهنگ‌ عمومی‌ آن‌ را بدانیم‌ تا در میان‌ تجار و اقتصاددانان‌ دارای‌ ارزش‌ باشیم‌ والا‌ از مقوله‌ اقتصاد و تجارت‌ بیرونیم‌ و یا لااقل‌ اقتصاددان‌ و یا تاجر موفقی‌ نیستیم. لذا فرهنگ‌ در تمام‌ مقوله‌ها و پدیده‌های‌ عبادی‌ و معاملی‌ وجود دارد. مثل‌ فرهنگ‌ نماز، فرهنگ‌ عبادت، فرهنگ‌ تجارت، فرهنگ‌ ورزش‌ و... ما در این‌ مقاله‌ بر آن‌ هستیم‌ تا فرهنگ‌ ورزش‌ و خاستگاه‌ و مبانی‌ ورزش‌ را به‌ نقد و تحلیل‌ بكشیم. نخست‌ از آن‌جا كه‌ دین‌ اسلام‌ دین‌ مقدس‌ و آسمانی‌ است‌ و برای‌ هدایت‌ بشر آمده‌ است، تمام‌ آداب‌ و رسوم‌ و فرهنگ‌ اجتماع‌ را به‌ هم‌ نریخته‌ است، بلكه‌ فرهنگ‌هایی‌ كه‌ در میان‌ مردم‌ متداول‌ بوده‌ و با هدف‌ دین‌ سازگاری‌ داشته‌ و یا می‌توانست‌ با اندك‌ تغییری‌ آن‌ را در خدمت‌ دین‌ قرار داد، اسلام‌ آن‌ را تقویت‌ و ترویج‌ نموده‌ است؛ لذا ورزش‌ یك‌ مقوله‌ای‌ بوده‌ كه‌ با سكناگزیدن‌ بشر در روی‌ زمین‌ وجود داشته‌ و ممكن‌ است‌ با این‌ روش‌ جدید و پیچیده‌ امروزین‌ نبوده، ولی‌ به‌ شكل‌ ابتدایی‌ وجود داشته‌ و اسلام‌ به‌ آن‌ جهت‌ بخشیده‌ و آن‌ را در خدمت‌ دین‌ قرار داده‌ است.

تعلیم‌ و تربیت‌ در حقیقت‌ با پیدایش‌ و سكنا گزیدن‌ بشر در روی‌ زمین‌ آغاز شده‌ است. خاك، سنگ، كوه، تپه، دریا، جنگل، جویبار و دیگر مظاهر طبیعت‌ و نیز خود زندگی‌ و نیازهای‌ آن، نخستین‌ كتاب‌های‌ درسی‌ بشر بوده‌اند. از قدیم‌ترین‌ روزگاران‌ و حتی‌ پیش‌ از پیدایش‌ خط، نیاز به‌ تأمین‌ خوراك‌ و پوشاك‌ از راه‌ شكار حیوانات‌ و احتیاج‌ به‌ كسب‌ توانایی‌ برای‌ مقابله‌ با خطرهای‌ طبیعی‌ و دشمنان‌ گوناگون، جوامع‌ كهن‌ بشری‌ را واداشته‌ بود كه‌ به‌ امر تربیت‌ بدنی‌ و ورزش‌ بعنوان‌ یكی‌ از مهم‌ترین‌ امور زندگی‌ توجه‌ نمایند و این‌ حقیقت‌ را دریابند كه‌ قدرت، استقامت، مهارت‌ و سرعت‌ را كه‌ در زندگی‌ انسان‌ها از اهمیتی‌ برخوردار است، می‌توان‌ با بهره‌گیری‌ از تمرین‌ها و فعالیت‌های‌ جسمانی‌ تا حد قابل‌ ملاحظه‌ای‌ تقویت‌ كرد.

همراه‌ با خلقت‌ انسان‌ و دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كردن‌ او با زندگی، خصوصاً‌ انسان‌های‌ اولیه‌ كه‌ در درون‌ غار زندگی‌ می‌كردند، ورزیدگی‌ و تربیت‌ بدن‌ برای‌ آنان‌ دارای‌ اهمیت‌ فوق‌ العاده‌ بوده‌ و تا به‌ امروز كه‌ تربیت‌ بدنی‌ و ورزش‌ یكی‌ از اصول‌ مسلم‌ زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و حتی‌ برای‌ حكومت‌ها و دولت‌ها درآمده‌ است.

امروزه‌ دانشمندان، ورزش‌ را نه‌ تنها برای‌ پرورش‌ تن‌ یك‌ اصل‌ قرار داده‌اند، بلكه‌ به‌ صورت‌ یك‌ اهرم‌ قدرت‌ و سیاست‌ برای‌ جوامع‌ بین‌المللی‌ مطرح‌ كرده‌اند. انسان‌شناسان‌ در قرون‌ گذشته‌ از انسان‌ بعنوان‌ هومواركتوس‌ (انسان‌ مستوی‌القامه) و هوموفابریگوس‌ (انسان‌ ابزارساز) و هوموپولیتیكوس‌ (انسان‌ سیاست‌ورز) سخن‌ گفته‌اند. امروزه‌ از انسان‌ بعنوان‌ هومورلیجیوسرس‌ (انسان‌ دین‌ورز) سخن‌ گفته‌اند؛ چرا كه‌ بر وفق‌ جدیدترین‌ پژوهش‌های‌ جامعه‌شناختی‌ چه‌ در آفریقای‌ جنوبی‌ و مكزیك‌ و چه‌ در ایرلند و آمریكا، بیش‌ از نود و شش‌ درصد انسان‌ها به‌ وجود خدا ایمان‌ دارند و همین‌ واقعیت، نظریه‌ای‌ را كه‌ مدعی‌ بود با پیشرفت‌ اجتماعی‌ و افزایش‌ رفاه‌ مادی، دین‌ و اندیشه‌ دینی‌ انحطاط‌ می‌یابد، ابطال‌ می‌كند(1). مؤ‌ید دیگر برای‌ دین‌ورز بودن‌ سرشتی‌ انسان، این‌كه‌ محققان‌ هیچ‌ قومی‌ از اقوام‌ بشری‌ را نیافته‌اند كه‌ دیندار یا به‌ هر حال‌ صاحب‌ نوعی‌ دین‌ نبوده‌ باشند.(2)

‌ 1- تاریخچه‌ كلی‌ ورزش‌

تربیت‌ بدنی‌ و ورزش‌ برابر با پیدایش‌ انسان‌ و حیات‌ اوست. طبق‌ قانون‌ طبیعت، هر جانداری‌ در سایه‌ حركت‌ و جنبش‌ زنده‌ می‌ماند و انسان‌ نیز مستثنا از این‌ قاعده‌ نیست، بلكه‌ متحرك‌ترین‌ جانداران‌ می‌باشد.

اگر انجام‌ كلیه‌ حركات‌ اعضای‌ بدن‌ را در سلامت‌ مؤ‌ثر بدانیم‌ و هر حركت‌ را كه‌ موجب‌ سلامتی‌ می‌شود یك‌ نوع‌ ورزش‌ بدانیم، باید این‌ امر را بپذیریم‌ كه‌ ورزش‌ با حیات‌ بشر توأم‌ بوده‌ و برای‌ پیدایش‌ ورزش‌ نمی‌توان‌ تاریخ‌ دقیقی‌ مشخص‌ كرد، زیرا انسان‌ در بدو تولد خویش‌ حیوان‌ بالفعل‌ است‌ و انسان‌ بالقوه. یعنی‌ جسم‌ و بدنش‌ مقدم‌ بر شخصیت‌ اوست؛ لذا برای‌ تأمین‌ زندگانی‌ خویش‌ نیاز به‌ حركات‌ مختلف‌ اعضای‌ بدن‌ داشته‌ و تا آخرین‌ لحظات‌ زندگی‌ مجبور به‌ انجام‌ حركات‌ لازم‌ بوده‌ است. بنابراین‌ باید گفت‌ ورزش‌ با انسان‌ خلق‌ شده‌ و با زمان‌ تكمیل‌ خواهد شد.

انسان‌ در دورانهای‌ اولیه‌ زندگانی‌ برای‌ تهیه‌ و تأمین‌ معاش‌ خود مجبور به‌ زد و خورد با حیوانات‌ وحشی‌ بوده‌ است‌ و برای‌ حفظ‌ خود از سرما و گرما در غارها و بیشه‌ها زندگی‌ كند. این‌ حركات‌ و زد و خوردها و تلاشی‌ كه‌ برای‌ نیل‌ به‌ مقصود، یعنی‌ تأمین‌ زندگی‌ انجام‌ می‌شده‌ و انسان‌ اولیه‌ به‌ آن‌ مبادرت‌ نموده، یك‌ ورزش‌ طبیعی‌ به‌ شمار می‌رود. پس‌ به‌ تمام‌ كارهایی‌ كه‌ باعث‌ به‌ حركت‌ درآوردن‌ اعضا می‌شود و در بدن‌ فعالیت‌ و حرارت‌ و قدرت‌ ایجاد می‌كند می‌توان‌ ورزش‌ گفت. البته‌ نباید تربیت‌ بدنی‌ را با ورزش‌ طبیعی‌ اشتباه‌ گرفت؛ به‌ حركاتی‌ كه‌ در وجود بشر (جسمی‌ و فكری) خستگی‌ تولید می‌كند و آن‌ عملیات‌ تحت‌ اصول‌ و قواعد معین‌ برای‌ قسمتی‌ از بدن‌ یا تمام‌ آن‌ و برای‌ احتیاج‌ و منظور خاص‌ اجرا می‌شود، تربیت‌ بدنی‌ گفته‌ می‌شود. حضرت‌ علی7 می‌فرماید: بزرگترین‌ تفریح‌ و ورزش، كار است‌ (یعنی‌ فعالیت‌ بدنی).

پس‌ تعلیم‌ و تربیت‌ بدنی‌ و ورزش‌ با پیدایش‌ بشر و سكنا گزیدن‌ بشر در روی‌ زمین‌ آغاز شده‌ است. خاك، سنگ، كوه، تپه، دریا، جنگل، جویبار و دیگر مظاهر طبیعت‌ و نیز خود زندگی‌ و نیازهای‌ آن، نخستین‌ كتابهای‌ درسی‌ نوع‌ بشر بوده‌اند.(3)

از قدیم‌ترین‌ روزگاران‌ و حتی‌ پیش‌ از پیدایش‌ خط، نیاز به‌ تأمین‌ خوراك‌ و پوشاك‌ از راه‌ شكار حیوانات‌ و احتیاج‌ به‌ كسب‌ توانایی‌ برای‌ مقابله‌ با خطرهای‌ طبیعی‌ و دشمنان‌ گوناگون، جوامع‌ كهن‌ بشری‌ را واداشته‌ بود كه‌ به‌ امر تربیت‌ بدنی، بعنوان‌ یكی‌ از مهم‌ترین‌ امور زندگی‌ توجه‌ نمایند و این‌ حقیقت‌ را دریابند كه‌ قدرت، استقامت‌ و سرعت‌ را كه‌ در زندگی‌ انسان‌ها از اهمیتی‌ برخوردار است، می‌توان‌ با بهره‌گیری‌ از تمرین‌ها و فعالیت‌های‌ جسمانی‌ تا حد‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ تقویت‌ كرد.(4)

وقتی‌ با گذشت‌ زمان، حكومت‌ و دولت‌ ولو به‌ صورت‌ اولیه‌ تشكیل‌ شد دولتها برای‌ حفظ‌ و یا گسترش‌ مرزها نیازمند قدرت‌ و بازوان‌ قوی‌ بودند كه‌ متناسب‌ با آن‌ زمان‌ در جنگ‌ پیروز شوند و به‌ اهداف‌ خود دست‌ یابند.

ویل‌ دورانت، مورخ‌ مشهور، در این‌ باره‌ می‌نویسد:

«از ضروریات‌ دولت‌ها و تأكید بر روی‌ حفظ‌ نیروی‌ جسمانی، پیروزمندی‌ در جنگ‌هایی‌ بوده‌ است‌ كه‌ متكی‌ بر قدرت‌ بدنی‌ و نیرومندی‌ جسمانی‌ بوده‌ است‌ و نیرومندی‌ و مهارت‌ بدنی، حاصل‌ نخواهد شد مگر در ورزش‌هایی‌ كه‌ (در بازی‌های‌ المپیك) مقرر گردیده‌ است.»5

و بزرگترین‌ هدفهای‌ تربیت‌ بدنی‌ در اجتماعات‌ اولیه‌ عبارت‌ بودند از:

1- تكامل‌ و توسعه‌ استعدادهای‌ جسمانی‌

2- ایجاد گروههایی‌ برای‌ بهتر زیستن‌

3- ایجاد سرگرمی.

در پژوهش‌هایی‌ كه‌ بر روی‌ زندگی‌ انسان‌های‌ نخستین‌ و عادات‌ آنها انجام‌ شده‌ است‌ معلوم‌ شده‌ است‌ كه‌ این‌ عادات‌ و رسوم‌ اغلب‌ در مراسم‌ مذهبی‌ و معتقدات‌ دینی‌ ظاهر گشته‌ است.

‌ ‌2- تاریخچه‌ ورزش‌ در ایران‌

در ایران‌ به‌ معنای‌ قدیم‌ آن، ورزش‌ پهلوانی‌ و رزمی‌ و وزنه‌برداری‌ برای‌ شركت‌ در جنگ‌ معمول‌ بوده، همانطور كه‌ حكیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ در رابطه‌ با پهلوانی‌ و جنگ‌آوری‌ رستم‌ و سهراب‌ و كشتی‌ پهلوانی‌ دو پهلوان‌ پدر و پسر یعنی‌ رستم‌ و سهراب‌ بیان‌ می‌كند و حتی‌ حضور زنان‌ پهلوان‌ در شاهنامه‌ فردوسی‌ می‌درخشد، حركت‌ و حضور گردآفرید بعنوان‌ یك‌ زن‌ قهرمان‌ و پهلوان‌ در جنگ، نشان‌ از روحیه‌ ایرانیان‌ برای‌ تربیت‌بدنی‌ و كاركرد آن‌ در میان‌ نبرد و جنگ‌ با غیر ایرانیان‌ بود.

در میان‌ كشورهای‌ مشرق‌ زمین‌ باید گفت‌ ایران، كشوری‌ بود كه‌ به‌ تعلیم‌ و تربیت‌ بدنی‌ و سلامتی‌ تن‌ و روان‌ اهمیت‌ خاصی‌ قایل‌ بود، در این‌ باره‌ هرودوت، مورخ‌ شهیر یونانی، می‌نویسد:

ایرانیان‌ از پنج‌ سالگی‌ تا بیست‌ سالگی‌ سه‌ چیز را می‌آموختند:

1- سواری‌

2- تیروكمان‌

3- راستگویی‌

جوانان‌ تمرینات‌ روزانه‌ را از طلوع‌ آفتاب‌ با دویدن‌ و پرتاب‌ سنگ‌ و پرتاب‌ نیزه‌ آغاز می‌كردند و از جمله‌ تمرینات‌ معمولشان، ساختن‌ با جیرة‌ اندك‌ و تحمل‌ گرمای‌ بسیار و پیاده‌روی‌های‌ طولانی‌ وعبور از رودخانه‌ بدون‌تر شدن‌ سلاح‌ها و خواب‌ در هوای‌ آزاد بود. سواری‌ و شكار نیز دو فعالیت‌ معمول‌ و رایج‌ بود و جستن‌ بر روی‌ اسب‌ و فروپریدن‌ از روی‌ آن‌ در حال‌ دویدن‌ و بطور كلی‌ سرعت‌ و چالاكی‌ از ویژگی‌های‌ سواركاران‌ سواره‌نظام‌ ایران‌ بود.(6)

هنستین، مورخ‌ دیگر یونانی، می‌نویسد:

پارت‌ها جنگ‌ و شكار را دوست‌ داشتند. این‌ قوم‌ از دوران‌ طفولیت‌ تا به‌ هنگام‌ كهولت‌ همیشه‌ با ورزش‌ و تمرینات‌ سخت‌ جنگی‌ و شكار بار آمده‌ بودند.

بعد از رحلت‌ پیامبر اسلام9 خصوصاً‌ در زمان‌ حكومتهای‌ جبار بنی‌امیه‌ و بنی‌عباس‌ در بلاد اسلامی، خصوصاً‌ در ایران‌ اسلامی، پرداختن‌ به‌ تربیت‌بدنی‌ و ورزش‌ بیشتر در سه‌ جمعیت‌ (فتیان، عیاران، شطاران) مشاهده‌ می‌شود.

‌ ‌الف) فتیان‌

فتوت‌ در لغت‌ از لفظ‌ «فتی» گرفته‌ شد و به‌ معنی‌ مردی‌ و مردانگی‌ آمده‌ است‌ و فتیان‌ یا جوانمردان‌ از زمان‌های‌ بسیار قدیم‌ حتی‌ پیش‌ از ظهور اسلام‌ زیست‌ می‌كردند و پس‌ از گسترش‌ اسلام‌ از فرهنگ‌ غنی‌ اسلام‌ و تشیع‌ سود جستند و به‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ جهتی‌ صحیح‌ داده‌ و شهرت‌ پهلوانی‌ و خصال‌ انسانی‌ آنها زبانزد خاص‌ و عام‌ شد. در قرآن‌ كریم‌ در سه‌ مورد از جوانمردی‌ با لفظ‌ فتی‌ ذكر به‌ میان‌ آمده‌ است. یكی، در مورد حضرت‌ ابراهیم7 و دیگری، در حق‌ حضرت‌ یوسف7 و سومی، درباره‌ اصحاب‌ كهف‌ می‌باشد. از آن‌جا كه‌ ابراهیم7 نفس‌ و مال‌ و فرزند خود را به‌ ترتیب‌ فدای‌ محبت‌ حق‌ تعالی‌ و قربانی‌ فرمان‌ دوست‌ كرد، او را جوانمرد و فتی‌ خواند.

حضرت‌ یوسف7 را از آن‌ جهت‌ جوانمرد گویند كه‌ گناه‌ برادران‌ را به‌ روی‌ ایشان‌ نیاورد.

و بالاخره‌ قرآن‌ مجید اصحاب‌ كهف‌ را به‌ دلیل‌ آن‌ كه‌ روی‌ به‌ حق‌ آوردند و پشت‌ بر اهل‌ و مال‌ و اقارب‌ كردند و از لذات‌ دنیوی‌ دست‌ كشیده‌اند و توجه‌ به‌ رحمت‌ خداوندی‌ كرده‌اند جوانمرد خواند. اخبار و روایات‌ درباره‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ فراوان‌ است، چنانچه‌ صاحب‌ فتوت‌ و كرامت، حضرت‌ علی7 اركان‌ فتوت‌ را چهار اصل‌ دانسته:

1- عفو كردن‌ با توانایی‌

2- بردباری‌ در وقت‌ خشم‌

3- نیك‌اندیشی‌ با دشمن‌

4- ایثار كردن‌ با وجود احتیاج‌

نمونه‌ و سمبل‌ فتیان، شخص‌ عزیز و بزرگوار حضرت‌ علی7 مرد حق‌ و عدالت، دشمن‌ ستمگران‌ و یاور حق‌پرستان، صاحب‌ دریای‌ بی‌كران‌ فتوت‌ بود. جوانمردی، دلیری، حق‌طلبی، بی‌باكی‌ و سخاوت‌ او زبانزد همه‌ قرار گرفت‌ و از آن‌جا كه‌ حضرت‌ فضایل‌ و خصایل‌ انبیا و اولیا را در خود جمع‌ داشته‌ و در عین‌ حال‌ تواضع‌ و فروتنی‌ را سرلوحه‌ زندگی‌ اجتماعی‌ و روابط‌ انسانی‌ خویش‌ قرار داده‌ بودند او را بزرگترین‌ پهلوان‌ فتی‌ جهان‌ نامیدند.

در بعضی‌ روایات‌ چنین‌ آمده‌ است‌ كه: روزی‌ رسول‌ اكرم9 با جمعی‌ از اصحاب‌ نشسته‌ بود و سائلی‌ از آن‌ جمع‌ می‌گذشت‌ كه‌ درخواست‌ یاری‌ كرد. پیامبر گرامی‌ روی‌ به‌ یاران‌ كردند و فرمودند: با وی‌ جوانمردی‌ كنید. علی7 بلافاصله‌ برخاست‌ و رفت‌ به‌ همراه‌ یك‌ دینار و پنج‌ درهم‌ و یك‌ قرص‌ نان‌ بازگشت. حضرت‌ رسول‌ اكرم9 فرمودند: یا علی‌ موضوع‌ چیست؟

علی7 در پاسخ‌ گفتند: چون‌ طلب‌ كمك‌ فقیر را شنیدم‌ بر دلم‌ گذشت‌ كه‌ او را قرص‌ نانی‌ دهم، باز در دلم‌ آمد كه‌ پنج‌ درهم‌ به‌ وی‌ بپردازم‌ و در مرتبه‌ سوم‌ به‌ خاطرم‌ رسید كه‌ یك‌ دینار به‌ او بدهم. اكنون‌ روا نداشتم‌ آنچه‌ را كه‌ برخاطرم‌ آمد و بر دلم‌ نشست‌ عمل‌ نكنم.

رسول‌ گرامی‌ اسلام9 در این‌جا فرمودند: «لافتی‌ الا علی»، یعنی‌ جوانمردی‌ جز علی‌ نیست.

چنانچه‌ سعدی‌ شیرازی‌ در فتوت‌ مولا چنین‌ گفته‌ است:

جوان‌ مرد باش‌ دو گیتی‌ تراست‌ دو گیتی‌ بود بر جوانمرد راست‌

جوان‌ مرد اگر راست‌ خواهی‌ ولی‌ است‌ كرم‌ پیشه‌ شاه‌ مردان‌ علی‌ است‌

و حضرت‌ امیر7 سمبل‌ فتوت‌ می‌فرماید: اصل‌ فتوت، وفا و راستگویی‌ و امنیت‌ و سخا و فروتنی‌ و نصیحت‌ و هدایت‌ و توبه‌ است.

‌ ‌قدرت‌ پهلوانی‌ در ایران‌

در ایران، اهل‌ فتوت‌ به‌ خاندان‌ نبوت‌ و امامت‌ و خصوصاً‌ حضرت‌ علی7 گراییدند و قدرت‌ جسمی‌ و فكری‌ و وارستگی‌ و صمیمیت‌ و حق‌طلبی‌ و فروتنی‌ و بی‌باكی‌ و سخاوت‌ و جوانمردی‌ علی7 را بزرگترین‌ سرمشق‌ فعالیت‌ها و اعتقادات‌ خود قرار دادند و به‌ نام‌ او تولی‌ جستند. لذا آیین‌ پهلوانی‌ در ایران‌ از مذهب‌ شیعه‌ الهام‌ گرفت‌ و اخوت‌ و فتوت‌ نشأت‌ گرفته‌ از تشیع‌ مروج‌ حق‌ امامت‌ حضرت‌ علی7 می‌گردد.

ایرانیان‌ با شعار دفاع‌ از حق‌ خاندان‌ علی7 بر ضد خلفای‌ جابر بنی‌امیه‌ و بنی‌عباس‌ قیام‌ می‌كنند و در لوای‌ مذهب‌ شیعه‌ به‌ آیین‌ پهلوانی‌ و عیاری‌ درمی‌آیند. كسوت‌ اخوت‌ و فتوت‌ موجب‌ ترویج‌ مذهب‌ شیعه‌ شده‌ و در این‌ راه‌ برای‌ توان‌ روح‌ و تحكیم‌ مبارزات‌ با قدرت‌ها از فعالیتهای‌ ورزشی‌ كمك‌ می‌گرفتند و به‌ این‌ ترتیب‌ است‌ كه‌ كسوت‌ دلاوری‌ و پهلوانی‌ ایرانیان‌ در فرهنگ‌ اسلامی‌ تبدیل‌ به‌ فتوت‌ و عیاری‌ می‌گردد. و همین‌ عوامل‌ بعدها زورخانه‌ و ورزش‌ پهلوانی‌ را در ایران‌ پایه‌ریزی‌ نموده‌ كه‌ در فصول‌ آینده‌ پیرامون‌ زورخانه‌ بحث‌ خواهیم‌ كرد.

‌ ‌ب) عیاران‌

در حاشیه‌ كتاب‌ تاریخ‌ ملك‌ الشعرای‌ بهار چنین‌ آمده‌ است‌ كه: عرب‌ اشخاص‌ كاری‌ و جلد و هوشیار را كه‌ در هنگام‌ غوغاها خودنمایی‌ كرده‌ و یا در جنگها جلدی‌ و فراست‌ به‌ خرج‌ داده‌اند، عیار نامیده‌ است.

از تواریخ‌ بر می‌آید كه‌ در زمان‌ بنی‌عباس، عیاران‌ در خراسان‌ و بغداد فزونی‌ گرفتند مخصوصاً‌ در سیستان‌ و نیشابور فعالیت‌ آنها دامنه‌ و وسعت‌ بیشتری‌ پیدا كرد. اینان‌ در هر شهری‌ برای‌ خود رییس‌ انتخاب‌ می‌كردند و او را سرهنگ‌ می‌نامیدند. گاهی‌ در یك‌ شهر تشكیلات‌ عیاران‌ دارای‌ چند هزار عیار می‌گشت. آنها از مردان‌ غیور این‌ مرز و بوم‌ بودند كه‌ در راه‌ جهاد با خلفای‌ بنی‌امیه‌ و بنی‌عباس‌ پیوسته‌ مراقب‌ حال‌ فقرا و ضعفا بودند. اگر حكومت‌ و زورگویان‌ حقوق‌ فرد یا افرادی‌ را غصب‌ می‌نمودند و در كمك‌ به‌ مستمندان‌ قصور می‌كردند ایشان‌ ابتدا آنان‌ را به‌ اعاده‌ حق‌ مردم‌ دعوت‌ می‌كردند و چنانچه‌ به‌ این‌ تذكر بی‌اعتنایی‌ می‌نمودند عیاران‌ به‌ زور وجوه‌ سنگینی‌ را از آنها دریافت‌ كرده‌ و همه‌ را بین‌ فقرا تقسیم‌ می‌كردند.

عیاران‌ پرشور و شجاع‌ در مراكز قیام‌ خود دفاع‌ از خاندان‌ نبوت‌ و امامت‌ را شعار مبارزه‌ خود قرار داده‌ بودند و به‌ پیروی‌ از مكتب‌ امیرالمؤ‌منین7 و اعتقاد پاك‌ شیعه‌ به‌ شدت‌ با دشمنان‌ می‌جنگیدند.

در قابوسنامه‌ عنصر المعالی‌ در وصف‌ عیاران‌ چنین‌ آمده‌ است:

جوانمردترین‌ عیاران‌ آن‌ بود كه‌ او را چند هنر بود. به‌ هر كاری‌ بردبار باشد. دلیر و مردانه‌ بود. به‌ كس‌ زیان‌ نكند. پاك‌دل‌ پاك‌سرشت‌ باشد. به‌ عهد خود وفا كند. نقش‌ عیاران‌ ایران‌ و دلاوری‌ها و هوشمندی‌ها و فداكاری‌های‌ فوق‌العاده‌ آنان‌ حیرت‌انگیز می‌باشد.

‌ ‌ج) شطاران‌

در فرهنگ‌ عرب‌ به‌ معنای‌ كثیرالتردد به‌ كار رفته‌ است‌ كه‌ حرفه‌ اصلی‌ آنها راهپیمایی‌ یا دویدن‌ در مسافتهای‌ طولانی‌ بوده‌ است. از این‌ جهت‌ گروهی‌ شطاران‌ را دوندگان‌ حرفه‌ای‌ دنیای‌ قدیم‌ می‌دانند.

شطاران، تقوا و صداقت‌ و امانت‌ و جوانمردی‌ را به‌ مثابه‌ عیاران‌ زنده‌ نگه‌ می‌داشتند. لازم‌ به‌ یادآوری‌ است‌ كه‌ ورزش‌ و تربیت‌ بدنی‌ ایران‌ تا قرن‌ ششم‌ هجری‌ در دو جمعیت‌ فتیان‌ و عیاران‌ اهمیت‌ بیشتری‌ داشت.

شطاران‌ نیز به‌ این‌ فعالیت‌ می‌پرداختند. زورخانه‌ بعنوان‌ یك‌ هسته‌ مقاومت‌ و انسجام‌ دهنده‌ بود كه‌ در آن‌ عملیات‌ ورزشی‌ انجام‌ می‌دادند. ارسال‌ نامه‌ها و پیامهای‌ سر‌ی‌ نظامی‌ بوسیله‌ شطاران‌ از شهری‌ به‌ شهری‌ انجام‌ می‌گرفت. آنان‌ نقشه‌ها و پیامهای‌ جنگی‌ و... را در حال‌ دویدن‌ به‌ مقصد مورد نظر می‌رساندند.

«اَلمؤ‌مِنُ‌ القَوِ‌یُّ‌ خَیرٌ‌ وَ‌ اَحَبُّ‌ مِنَ‌ المُؤ‌مِنِ‌ الضَّعیفِ»

شخص‌ با ایمان‌ قوی‌ و نیرومند، از شخص‌ با ایمان‌ ضعیف‌ بهتر و دوست‌داشتنی‌تراست.

مسأله‌ توجه‌ به‌ پرورش‌ تن‌ و ورزش‌ در دنیای‌ پیچیده، امروز به‌ صورتی‌ فراگیر شده‌ است‌ كه‌ كمتر جامعه‌ یا ملتی‌ را می‌توان‌ پیدا كرد، در امور ورزش‌ و پرورش‌ تن‌ دلارها خرج‌ نكند و شاید بتوان‌ ادعا كرد كه‌ بیش‌ از نیمی‌ از جمعیت‌ جهان‌ به‌ عناوین‌ مختلف‌ با آن‌ سروكار دارند. برخی‌ از مردم‌ ورزشكار حرفه‌ای‌اند و گروهی‌ ورزشكار آماتور، برخی‌ طرفدار و ورزش‌دوست‌ هستند و برای‌ دیدن‌ مسابقات‌ ورزشی‌ حاضرند وقت‌ها صرف‌ كنند و پول‌ها خرج‌ كنند. به‌ همین‌ دلیل‌ وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها برای‌ آن‌ تدارك‌ دیده‌اند و اسلام‌ كه‌ دین‌ زنده‌ و پویا می‌باشد، در این‌ امر مهم‌ توجه‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است.

مسأله‌ توجه‌ به‌ پرورش‌ تن‌ در اسلام‌ و تعبیری‌ كه‌ در قرآن‌ در زمینه‌ داستان‌ طالوت، وقتی‌ كه‌ بعنوان‌ فرمانروای‌ مردم‌ انتخاب‌ می‌گردد و از سوی‌ بعضی‌ كم‌خردان‌ مورد انتقاد و اعتراض‌ قرار می‌گیرد، پیامبر قوم‌ در توجیه‌ انتخاب‌ طالوت‌ می‌فرماید: او دارای‌ دو خصلت‌ خوب‌ است؛ یكی، آگاهی‌ و علم‌ و دومی، توانایی‌ جسمی. می‌بینیم‌ كه‌ نیرومندی‌ جسمی‌ و بدنی‌ در كنار نیرومندی‌ فكری‌ و روحی‌ و آگاهی‌ مطرح‌ گردید:

«اِنَّ‌ اَ‌ اصطَفیهُ‌ عَلَیكُم‌ وَ‌ زادَهُ‌ بَسطَةً‌ فِی‌ العِلمِ‌ وَ‌ الجِسمِ»

خداوند او را بر شما برگزیده‌ و علم‌ و (قدرت) جسم‌ او را وسعت‌ بخشیده‌ است.

اصولاً‌ با دیدی‌ كه‌ اسلام‌ مترقی‌ در مورد انسان‌ دارد و او را دارای‌ ابعاد مختلف‌ وجود می‌داند و تكامل‌ و رشد انسان‌ را بواسطة‌ وجود تن‌ او می‌داند و این‌ حقیقت‌ در روایتی‌ از لسان‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ به‌ صراحت‌ آمده‌ است:

این‌ وضع‌ چندین‌ سال‌ ادامه‌ داشت‌ تا آن‌كه‌ خداوند پیامبری‌ را به‌ نام‌ اشموئیل(18) برای‌ نجات‌ و ارشاد آنها مبعوث‌ كرد. بنی‌اسرائیل‌ گرد او جمع‌ شدند و از او خواستند امیری‌ برای‌ آنان‌ انتخاب‌ كند تا همگی‌ تحت‌ فرمان‌ او با دشمن‌ نبرد كنند و عزت‌ و اقتدار از دست‌ رفته‌ خویش‌ را باز یابند.

گروهی‌ كه‌ این‌ درخواست‌ را مطرح‌ كردند طبقه‌ اشراف‌ و به‌ اصطلاح‌ قرآن‌ «ملأ» بودند. در ضمن‌ باید دانست‌ در زمان‌ بنی‌اسرائیل‌ نبوت‌ در یك‌ خاندان‌ و پادشاهی‌ و امیری‌ نیز در خاندان‌ دیگر بود.

هنگامی‌ كه‌ چشم‌ شخص‌ باایمان‌ به‌ حضرت‌ موسی‌ افتاد او را شناخت‌ و از او یاری‌ طلبید.

«وَ‌ دَخَلَ‌ المَدینَهَ‌ علی‌ حینِ‌ غَفلَةٍ‌ مِن‌ اَ‌هلِها فَوَجَدَ‌ فیها رَجُلَینِ‌ یَقتَتِلانِ‌ هذا مِن‌ شِیعَتِهِ‌ وَ‌ هذا مِن‌ عَدُوهِ‌ فَاستَغثَهُ‌ الَّذی‌ مِن‌ شِیعَتِهِ‌ عَلَی‌ الَّذی‌ مِن‌ عَدُوهِ»(41)

موسی‌ در موقعی‌ كه‌ اهل‌ شهر در غفلت‌ بودند وارد شهر شده، ناگهان‌ دو مرد را دید كه‌ به‌ جنگ‌ و نزاع‌ مشغولند. یكی‌ از پیروان‌ او بود و دیگری‌ از دشمنانش. آن‌ یكی‌ كه‌ از پیروان‌ او بوده‌ از وی‌ در برابر دشمنش‌ تقاضای‌ كمك‌ كرد.

موسی‌ كه‌ دارای‌ روحیه‌ دفاع‌ از مظلوم‌ در مقابل‌ ظالم‌ بود، بلافاصله‌ به‌ كمك‌ مظلوم‌ شتافته، با ظالم‌ درگیر می‌شود. او تنها با زدن‌ یك‌ مشت‌ به‌ سینه‌ دشمن‌ او را از پای‌ درمی‌آورد.

حضرت‌ موسی‌ توان‌ رزمی‌ و قدرت‌ خدا را در دفاع‌ از مظلوم‌ به‌ كار می‌گیرد. همان‌طور كه‌ حضرت‌ امیر به‌ فرزندان‌ خویش‌ وصیت‌ فرمودند:

«كُونا لِلظالِمِ‌ خَصماً‌ و لِلمَظلوُمِ‌ عَونًا»(42)

همواره‌ دشمن‌ ظالم‌ و یاور مظلوم‌ باشید.

آن‌گاه‌ حضرت‌ موسی‌ به‌ خاطر قتل‌ ناخواسته‌ به‌ درگاه‌ خدا استغفار می‌كند و پس‌ از این‌ ماجرا مجبور می‌شود از شهر بگریزد.

حضرت‌ موسی‌ باید به‌ سرعت‌ از شهر خارج‌ شود. پیاده‌ راه‌ می‌افتد. آن‌قدر پیاده‌روی‌ می‌كند كه‌ كفش‌هایش‌ پاره‌ می‌شود. با پای‌ برهنه‌ و شكم‌ گرسنه‌ به‌ راه‌ ادامه‌ می‌دهد و این‌ راهپیمایی، هشت‌ روز طول‌ می‌كشد. وی‌ برای‌ رفع‌ گرسنگی‌ از گیاهان‌ بیابان‌ و برگ‌ درختان‌ استفاده‌ می‌كند.(43)

كم‌كم‌ شهر مدین‌ نمایان‌ می‌شود و آرامش‌ بر قلب‌ او می‌نشیند. وقتی‌ نزدیك‌ شهر مدین‌ شد گروهی‌ از چوپانان‌ را می‌بیند كه‌ برای‌ سیراب‌ كردن‌ چهار پایان‌ خود، بر سر چاهی‌ اجتماع‌ كرده‌اند و پایین‌تر از آنها دو زن‌ را می‌بیند كه‌ كناری‌ ایستاده‌ و از گوسفندان‌ خود مراقبت‌ می‌كنند، اما به‌ چاه‌ نزدیك‌ نمی‌شوند. وضع‌ این‌ دختران‌ كه‌ بسیار متین‌ و باعفت‌ نیز به‌ نظر می‌رسند و در گوشه‌ای‌ ایستاده‌اند و به‌ آنها فرصت‌ استفاده‌ از آب‌ داده‌ نمی‌شود، توجه‌ موسی‌ را به‌ خود جلب‌ می‌كند. به‌ سوی‌ دختران‌ رفته‌ و می‌پرسد: كار شما چیست؟ چرا پیش‌ نمی‌روید و گوسفندان‌ خود را سیراب‌ نمی‌كنید؟ می‌گویند: دلو سنگین‌ است، ما نمی‌توانیم‌ آب‌ بالا بكشیم. ما منتظریم‌ چوپانان‌ بروند اگر آب‌ باقی‌ ماند از باقیمانده‌ آنان‌ برای‌ سیراب‌ كردن‌ گوسفندان‌ خود استفاده‌ كنیم.

موسی‌ پیش‌ رفته‌ و چوپانان‌ را از سر چاه‌ كنار زده، روی‌ چاه‌ سنگ‌ بزرگی‌ برای‌ محافظت‌ از چاه‌ وجود داشت‌ كه‌ چندین‌ نفر باید آن‌ را برمی‌داشتند.(44) چوپانان‌ مطمئن‌ بودند موسی‌ به‌ تنهایی‌ نمی‌تواند از چاه‌ آب‌ بكشد. به‌ كناری‌ رفته‌ و می‌گویند: بفرما، اگر می‌توانی‌ آب‌ بكش.

موسی7 با این‌كه‌ به‌ شدت‌ خسته‌ و گرسنه‌ بود، پیش‌ رفته‌ و با قدرت‌ كم‌ نظیر خویش‌ سنگ‌ را به‌ سویی‌ پرتاب‌ می‌نماید و سپس‌ به‌ تنهایی‌ با همان‌ سطل‌ بزرگ‌ برای‌ گوسفندان‌ دو دختر جوان‌ (كه‌ دختران‌ حضرت‌ شعیب‌ پیامبر بودند) آب‌ كشیده‌ و گوسفندان‌ آنها را سیراب‌ می‌نماید. آن‌گاه‌ از شدت‌ خستگی‌ و گرسنگی‌ در زیر سایه‌ درختی‌ به‌ استراحت‌ پرداخته‌ و از خداوند طلب‌ خیر می‌كند.(45)

علامه‌ طباطبایی‌ (ره) می‌فرماید:

اكثر مفسران، این‌ گفته‌ موسی‌ را كه‌ در دعای‌ خود عرض‌ كرد (پروردگارا! هر خیر و نیكی‌ بر من‌ فرستی، من‌ به‌ آن‌ نیازمندم)، چنین‌ تفسیر كرده‌اند كه‌ موسی‌ ازخدا مقداری‌ غذا خواست‌ تا از گرسنگی‌ نجات‌ یابد. بنابراین‌ بهتر است‌ مراد موسی‌ را كه‌ از خدا طلب‌ كرده، قدرت‌ و قوت‌ بدنی‌ بدانیم؛ همان‌ قدرتی‌ كه‌ به‌ كمك‌ مظلوم‌ آمد و گوسفندان‌ را سیراب‌ كرد. پس‌ اظهار فقر به‌ غذا در حقیقت‌ فقر به‌ قدرت‌ بدنی‌ است‌ كه‌ غذا مقدمه‌ پرورش‌ بدن‌ است.(46)

در این‌ هنگام، ناگهان‌ یكی‌ از آن‌ دو دختر - در حالی‌ كه‌ با نهایت‌ حیا گام‌ برمی‌داشت‌ - به‌ سراغ‌ او آمد و گفت: پدرم‌ از تو دعوت‌ می‌كند تا مزد سیراب‌ كردن‌ گوسفندان‌ را به‌ تو بپردازد.(47)

دختر پیشاپیش‌ حركت‌ می‌كند و موسی‌ از پی‌ او روان‌ می‌شود. در بین‌ راه‌ باد می‌وزید و لباسهای‌ دختر این‌ سو و آن‌ سو می‌رفت. موسی‌ كه‌ خدا را در نظر دارد به‌ دختر می‌گوید: من‌ جلو می‌روم‌ تو از پشت‌ سر حركت‌ كن‌ و راه‌ را نشانم‌ بده. وقتی‌ به‌ خدمت‌ شعیب‌ پیامبر می‌رسند موسی‌ داستان‌ خود را برای‌ او تعریف‌ می‌كند. آن‌گاه‌ یكی‌ از آن‌ دو دختر به‌ پدر پیشنهاد می‌كند كه‌ موسی‌ را استخدام‌ نماید و در ادامه‌ دلیل‌ این‌ پیشنهاد و انتخاب‌ را چنین‌ بیان‌ می‌كند:

«اِنَّ‌ خَیرَ‌ مَنِ‌ استَاجَرتَ‌ القَوِ‌یُّ‌ الاَمینُ»(48)

همانا بهترین‌ كسی‌ كه‌ می‌توانی‌ استخدام‌ كنی، آن‌ كسی‌ است‌ كه‌ قوی‌ و امین‌ باشد.

در آیه‌ مباركه، باز قوی‌ بودن‌ بعنوان‌ یك‌ امتیاز و اصل‌ مطرح‌ است؛ البته‌ اگر قوی‌ بودن‌ همراه‌ امین‌ بودن‌ باشد و حضرت‌ شعیب‌ پیشنهاد را می‌پذیرد و موسی‌ را استخدام‌ می‌كند و یكی‌ از دختران‌ خودش‌ به‌ نام‌ صفورا را به‌ ازدواج‌ وی‌ در می‌آورد.

نكته‌ مهم‌ این‌ است‌ كه‌ انسان‌ قوی‌ و نیرومند بهتر می‌تواند امانت‌ را حفظ‌ كند. لذا امین‌ بودن‌ و قوی‌ بودن‌ دارای‌ ارتباط‌ نزدیك‌ با هم‌ هستند. از این‌ رو قرآن‌ كریم‌ دو كلمه‌ قوی‌ و امین‌ را در كنار یكدیگر به‌ كار برده‌ است.

‌ ‌5- تقویت‌ قدرت‌ دفاعی‌

«وَ‌ اَ‌عِدُّوا لَهُم‌ مَا استَطَعتُم‌ مِن‌ قُوَّةٍ»(49)

در برابر دشمنان‌ آنچه‌ توانایی‌ دارید از نیرو آماده‌ سازید.

البته‌ هر چه‌ می‌توانید به‌ اندازه‌ استعداد خود، قدرت‌ خود را زیاد كنید. این‌ قدرت‌ اعم‌ از توانایی‌ و قدرت‌ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی‌ و... تا در برابر دشمن‌ پیروز شوید. گرچه‌ «قوه» معنای‌ عام‌ و وسیع‌ دارد، حتی‌ در برخی‌ از روایات‌ می‌خوانیم‌ «مِنهُ‌ الخضابُ‌ السَّواد».(50) یعنی‌ یكی‌ از مصادیق‌ قوه‌ در آیه، موهای‌ سفید را رنگ‌ كردن‌ و سیاه‌ كردن‌ است‌ تا پیرمرد، جوان‌ نشان‌ داده‌ شود در مقابل‌ دشمن. پس‌ در آیه‌ فوق‌ نیز اصل‌ قوه‌ و قدرت‌ یك‌ امتیاز بزرگ‌ و مورد تكریم‌ قرار گرفته‌ است. قدرت‌ بدنی‌ كه‌ یكی‌ از مصادیق‌ می‌باشد جز با ورزش‌ به‌ دست‌ نمی‌آید.

‌ ‌6- جانشینان‌ توانمند قوم‌ نوح7

«وَ‌ زادكُم‌ فِی‌ الخَلقِ‌ بَصطَةً»(51)

و به‌ جسم‌ فزونی‌ داد.

زمانی‌ كه‌ بعد از طوفان‌ حضرت‌ نوح، قوم‌ دیگر جانشین‌ آنان‌ شدند مردان‌ قوی‌ هیكل‌ و نیرومند بودند كه‌ حضرت‌ هود پیامبر می‌خواهد یكی‌ از نعمت‌های‌ خدا را بر قوم‌ خود بشمارد، آیه‌ فوق‌ را تلاوت‌ می‌كند كه‌ خداوند به‌ جسم‌ شما فزونی‌ داده‌ است. و در تاریخ‌ نیز می‌خوانیم: آنها مردمی‌ درشت‌ استخوان، قوی‌پیكر و نیرومند بودند. در جای‌ دیگر، قرآن‌ از قول‌ آن‌ مردان‌ می‌فرماید:

«مَن‌ اَشَدُّ‌ مِنا قُوَّةً»(52)

چه‌ كسی‌ از ما نیرومندتر است؟

پس، اصل‌ قوه‌ و قدرت‌ و نیرومندی‌ مورد ستایش‌ قرار گرفته‌ است.

نتیجه: قدرت‌ لایزال‌ الهی، منشأ همه‌ قدرت‌ها

در پایان‌ استدلال‌ به‌ آیات‌ باید توجه‌ داشته‌ باشیم‌ كه‌ خداوند بزرگ‌ در آیات‌ زیاد و متعدد خود را قوی‌ می‌نامد؛ گرچه‌ قوی‌ بودن‌ خداوند به‌ معنای‌ قوت‌ جسمی‌ نمی‌باشد. او مسلط‌ بر همه‌ چیز می‌باشد، ولی‌ اصل‌ قدرت‌ و قوت‌ را یك‌ امتیاز می‌شمارد و خود را بدان‌ نسبت‌ می‌دهد. ما در این‌جا به‌ برخی‌ از آیات‌ اشاره‌ می‌كنیم:

1- عَلَّمهُ‌ شَدیدُ‌ القُوی‌ ذُو مِرَّةٍ‌ فَاستَوی(53)

خدا آن‌ كسی‌ را كه‌ قدرت‌ عظیمی‌ دارد (پیامبر را) تعلیم‌ داده‌ است، همان‌ كس‌ كه‌ توانایی‌ فوق‌العاده‌ و سلطه‌ بر همه‌ چیز دارد.

2- اَنَّ‌ القُوَّةَ‌ ِ‌ جَمیعاً(54)

تمامی‌ قدرت‌ و توانایی‌ از آن‌ خداوند است.

3- اَوَلَم‌ یَرَوا اَنَّ‌ اَ‌ الَّذی‌ خَلَقَهُم‌ هُوَ‌ اَشَدُّ‌ مِنهُم‌ قُوَّةً(55)

آیا آنها ندانستند، خدا كه‌ آنها را خلق‌ فرموده‌ بسیار از آنان‌ تواناتر است؟!

4- لا قُوَّةَ‌ اِ‌لا‌ بِاِ‌ (56)

جز قدرت‌ خداوند قوه‌ای‌ نیست.

5- اِنَّ‌ اَ‌ هُوَ‌ الرَّز‌اقُ‌ ذُوالقُوَّةِ‌ المَتینُ(57)

همانا روزی‌ بخشنده‌ خلق‌ تنها خداست‌ كه‌ صاحب‌ قدرت‌ و اقتداری‌ سخت‌ استوار است.

6- اِنَّ‌ اَ‌ قَو‌یٌ‌ شَدیدُ‌ العِقاب(58)

همانا خداوند توانا و سخت‌ كیفر است.

7- اِنَّ‌ رَبَّكَ‌ هُوَ‌ القَوِ‌یُّ‌ العَزیزُ(59)

همانا پروردگار تو مقتدر و پیروز است.

8- كَتَبَ‌ اُ‌ لاَ‌غلِبَنَّ‌ اَنَا وَ‌ رُسُلی‌ اِنَّ‌ اَ‌ قَوِ‌یُّ‌ عَزیزٌ(60)

خداوند نگاشته‌ و حتم‌ گردانیده‌ كه‌ البته‌ من‌ و رسولانم‌ بر دشمنان‌ غالب‌ شویم‌ كه‌ خدا توانا و پیروزمند است.

اگر قوی‌ و نیرومند بودن، صفت‌ خوبی‌ نبود هرگز خداوند خود را به‌ آن‌ متصف‌ نمی‌كرد.

از مجموع‌ همه‌ آیات‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم:

اولاً) خداوند خود و پیامبر و اولیای‌ خود را به‌ قوی‌ و نیرومند بودن‌ و قدرت‌ داشتن‌ متصف‌ كرده‌ است.

ثانیاً) قوت‌ و قدرت‌ در جسم‌ را بعنوان‌ یك‌ اصل‌ قابل‌ ستایش‌ بیان‌ فرموده‌ است.

ثالثاً) بعضی‌ از انبیا همانند حضرت‌ داوود، هود، صالح‌ و طالوت‌ اهل‌ ورزش‌ و رزم‌ و پیاده‌روی‌ و... بودند؛ گرچه‌ نام‌ ورزش‌ روی‌ آن‌ نبوده، ولی‌ هدف‌ و نتیجه‌ ورزش‌ را كه‌ تربیت‌ جسم‌ بوده‌ از آن‌ می‌گرفتند.

رابعاً) قوی‌ و نیرومند بودن‌ و قدرت‌ در جسم، حتی‌ بهتر تفكركردن، نتیجه‌ و سرانجام‌ ورزش‌ می‌باشد. پس، ورزش‌ از باب‌ مقدمه، یك‌ اصل‌ اساسی‌ و پایه‌ در تقویت‌ جسم‌ به‌ شمار می‌رود.

جه‌ می‌رسیم:

اولاً) خداوند خود و پیامبر و اولیای‌ خود را به‌ قوی‌ و نیرومند بودن‌ و قدرت‌ داشتن‌ متصف‌ كرده‌ است.

ثانیاً) قوت‌ و قدرت‌ در جسم‌ را بعنوان‌ یك‌ اصل‌ قابل‌ ستایش‌ بیان‌ فرموده‌ است.

ثالثاً) بعضی‌ از انبیا همانند حضرت‌ داوود، هود، صالح‌ و طالوت‌ اهل‌ ورزش‌ و رزم‌ و پیاده‌روی‌ و... بودند؛ گرچه‌ نام‌ ورزش‌ روی‌ آن‌ نبوده، ولی‌ هدف‌ و نتیجه‌ ورزش‌ را كه‌ تربیت‌ جسم‌ بوده‌ از آن‌ می‌گرفتند.

رابعاً) قوی‌ و نیرومند بودن‌ و قدرت‌ در جسم، حتی‌ بهتر تفكركردن، نتیجه‌ و سرانجام‌ ورزش‌ می‌باشد. پس، ورزش‌ از باب‌ مقدمه، یك‌ اصل‌ اساسی‌ و پایه‌ در تقویت‌ جسم‌ به‌ شمار می‌رود.

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic